قصد آن زلفین سرکش کردهام
خاطر از سودا مشوش کردهام
در ره عشقش میان جان و دل
منزل اندر آب و آتش کردهام
از وصالش تا طمع ببریدهام
با خیالش وقت خود خوش کردهام
از نسیم گلستان تا شمهای
بوی او بشنیدهام غش کردهام
کیش او بگرفته قربان گشتهام
تا نپنداری که ترکش کردهام
از دو لعل و از دو ابرو و دو زلف
گر امان یابم غلط شش کردهام
دل طلب کردم ز زلفش بانک زد
کای عبید آنجا فروکش کردهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شگفتیهای آن میپردازد و از دردهای ناشی از دلبستگی سخن میگوید. او به خاطر زلفهای معشوق خود، جان و دلش در عذاب است و میان عشق و درد، در حال نوسان است. شاعر به احساسات عاشقانهاش اشاره دارد که با خیال معشوق خود وقتش را پر کرده و در جستجوی بوی او در طبیعت است. او با ابراز عشق و تقدیم خود به معشوق، به شدت تحت تأثیر زیباییهای او قرار دارد و در نهایت، از دل شیدایش خواستار محبت و توجه معشوق میشود.
هوش مصنوعی: من به دنبال آن زلفهای چالشبرانگیز هستم که ذهنم را از افکار و خیالها آشفته کردهاند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق او، میان روح و قلب خود، مانند جایی که آب و آتش در هم میآمیزند، زندگی کردهام.
هوش مصنوعی: من از امید به وصال او دست کشیدهام و با خیال او وقت خود را میگذرانم.
هوش مصنوعی: از نسیم خوشگلستان که بوی او را به مشامم رسانده، بیتاب و بیخود شدهام.
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را برای او فدای کردهام و میخواهم بدانی که او را ترک نکردهام.
هوش مصنوعی: اگر از زیباییهای تو، مثل لبهای سرخ و ابروهای کماندار و موهای مشکیات، بهرهمند شوم، حتماً به اشتباه قدم گذاشتهام.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلف او دلتنگ شده است و با صدایی میگوید: ای عبید! من در آنجا آرام گرفتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.