|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عطر زلف معشوق سخن میگوید که شبهنگام فضای اطراف را معطر کرده است. او به زیبایی چهره و دلربایی معشوق اشاره میکند و از دلشورههای خود در عشق میگوید. شاعر به دلخواهی و دشواریهایی که در این عشق وجود دارد، مانند ورزشکاران در بازی چوگان، اشاره میکند و احساس میکند که مویش و اشکهایش در برابر این عشق بیارزش هستند. در نهایت، او میپرسد که چرا دلش از معشوق جدا میشود و از این جدایی رنج میبرد.
هوش مصنوعی: عطر زلف تو، شب را خوشبو کرده و بوی آن مانند مشکی شده است که در کوچههای زیبای عشق پراکنده است.
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، کجا میتوانی جوی خون را ببینی؟ من در آن جوی، تنها به جستجوی تو هستم.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این احساس است که فرد گوینده به عشق و وابستگی عاطفی خود اشاره میکند. او میگوید که گویی از دل خود به طور کامل از محبوبش جدا شده، اما از طرفی هم از محبوب میپرسد که چرا او قلبش را از دست داده است. این سؤال نشاندهنده نوعی سردرگمی و پیچیدگی عاطفی است که در روابط عاشقانه ممکن است به وجود بیاید.
هوش مصنوعی: اگر به ما بد میگویند، نباید به بچهها هم به همین روش برخورد کنیم. نباید تحت تأثیر بدگویی دیگران قرار بگیریم و رفتار خود را تغییر دهیم.
هوش مصنوعی: مو و اشک تو مانند آب شدهاند، اما چه ارزشی دارد که آب بر موی تو بچکد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جوان چون بدید آن نگاریده روی
به سان دو زنجیر مرغول موی
به گفتارِ دانندگان راه جُوی
به گیتی بِپوی وُ به هَر کَس بِگوی
چنان دان که این هیکل از پهلوی
بود نام بتخانه ار بشنوی
به دل مهر سلطان غازی بجوی
به جان مدح سلطان محمود گوی
زمینست چون مادر مهرجوی
همه رستنی ها چو پستان اوی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.