چو روزی که دارد به خاور گریغ
هم از باختر بر زند باز تیغ
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چو روزی که دارد به خاور گریغ
هم از باختر بر زند باز تیغ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف روزی میپردازد که در آن صبح از طرف خاور آغاز میشود و نور آن به سوی باختر میتابد. این تصویر به نماد روشنی و امید اشاره دارد و به ایجاد یک حالت توازن بین تاریکی و روشنی اشاره میکند. شاعر از تقابل شب و روز سخن میگوید و بر اهمیت شروع جدید تأکید میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که روزی در شرق به روشنی میرسد، همانطور که نور از سمت غرب منتشر میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپاهی که دارد سر از شه دریغ
نباید همی کافت آن سر ز تیغ
همان جوشن و خود و زوپین و تیغ
کلاه و کمر هم نبودش دریغ
یکی داشت نیزه، یکی داشت تیغ
نبد ضربت از یک دگرشان دریغ
نکوبختی و دانش و کلک و تیغ
خدا ایچ ناداشته زو دریغ
برزم اندرون مرگ بارد چو میغ
ببزم اندرون جان دهد بیدریغ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.