تو شیری و شیران به کردار غُرم
برو تا رهانی دلم را ز گُرم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تو شیری و شیران به کردار غُرم
برو تا رهانی دلم را ز گُرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به قدرت و دلاوری فردی اشاره میکند که او را بهعنوان شیری شجاع توصیف میکند. او از این شیر میخواهد که دلش را از گرمای عشق یا احساساتی که او را آزار میدهد، رهایی بخشد. شاعر با بیان این خواسته، نشاندهندهی احساسی عمیق و نیاز به آزادی از وجدان درونی خود است.
هوش مصنوعی: تو شخصی قوی و برتر از دیگران هستی. برو تا دل من را از احساسات شدید و غم دور کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خداوند رای و خداوند شرم
سخن گفتن خوب و آوای نرم
بجوشیدش از دیدگان خون گرم
بدندان همی کند از تنش چرم
گر از خاک ره برنگیری سرم
روم مصطفی را شفیع آورم
دل جَم ز بس خواهشش گشت نرم
نهان گفت کای گنج فرهنگ و شرم
چو آن نیکوئیهات یاد آورم
ز دود جگر خیره گردد سرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.