کسی که رو به حریم رضا نمی آرد
نوید وصل به سویش صبا نمی آرد
کسی به زمرهٔ ارباب دل ندارد راه
که تحفه ای ز نعیم بلا نمی آرد
به آب عشق بنازم که کشتی دل من
کزو به چشمهٔ او بی صفا نمی آرد
زهی شکیب که دست کرشمه بستن دوست
هنوز حسن پری و حیا نمی آرد
به عالمی کندم آفتاب فتنه کباب
که کس پناه به ظل هما نمی آرد
دل اجل شکند ور نه کو دمی کز دوست
هزار قافلهٔ جان، صبا نمی آرد
ازان به میکده برگشتم ازحرم، کانجا
کسی کرشمهٔ زرق و ریا نمی آرد
بگفته شکر تو عرفی ، نمی شود تسلیم
بگو که رسم شهیدان به جا نمی آرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت عشق و نزدیکی به معشوقه و همچنین مشکلات و ناملایمات عاشقانه اشاره میکند. او بیان میکند که کسی که به حریم محبوب نزدیک نمیشود، نمیتواند به وصال و خوشی دست یابد. در دنیای عشق، دل تنها به آب عشق و صفای دوستی زنده میماند و هر کس که در راه عشق باشد، نباید از بلاها بترسد. شاعر به زیبایی، شکیبایی در عشق و دوری از ریا و فریب را تجویز میکند و در پایان تأکید میکند که در عشق واقعی، تسلیم شدن به آسانی ممکن نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به حریم رضا نزدیک شود و از این طریق بشارت وصال و نزدیکی را به کسی منتقل کند.
هوش مصنوعی: کسی که در دلش عشق و محبت ندارد، نمیتواند به جمع دوستداران بپیوندد؛ زیرا کسی که از نعمتها و لذتها بیبهره باشد، چیزی برای عرضه کردن نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به زیبایی و عمق عشق افتخار میکنم، زیرا تنها از آن سرچشمه میتوانم به آرامش و آرامش دل برسم و غیر از آن، هیچ چیز دیگری نمیتواند مرا به این صفا و serenity برساند.
هوش مصنوعی: چه شگفتانگیز است که صبوری و تحمل فردی، هنوز هم نتوانسته است زیبایی و حیا را از دل دوستش دور کند.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حالتی میپردازد که دنیای پر از آشوب و فتنهای را به تصویر میکشد. او بیان میکند که این فتنه و مشکل به حدی شدید است که کسی نمیتواند به سایهای از آرامش و حمایت پناه ببرد. در واقع، او به نبود امنیت و آسایش در میان مشکلات اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر زمانه بخواهد، دل نیز میشکند، وگرنه کجا میتوان یافت لحظهای را که هزاران قافلهٔ جان از دوست بیاید و نسیم بهشتی برساند؟
هوش مصنوعی: من از حرم به میکده برگشتم، زیرا در آنجا کسی تظاهر و فریبکاری نمیکند.
هوش مصنوعی: به گفته عرفی، هیچ چیزی نمیتواند باعث تسلیم من شود. بگو که شهیدان هیچگاه از اصول و آداب خود دست نمیکشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبا نسیمی از آن آشنا نمی آرد
شدم خراب و ندانم، چرا نمی آرد؟
خوش است باد و لیکن چه سود، چون خبری
از آن مسافر ره دور ما نمی آرد
بکشت، کندن جانم ز هجر و مردن نیست
[...]
جواب نامه ما را صبا نمی آرد
به چشم، کاغذی از توتیا نمی آرد
زمانه ای است که باد بهار با آن لطف
به سبزه مژده نشو و نما نمی آرد
نسیم برق عنان را چه پیش آمده است؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.