کسی به دور محبت خمار خم نکشد
که در کشد قدح زهر، درد هم نکشد
تو را عبادت و مارا محبت ای زاهد
بهل که کار به نادانی قلم نکشد
بسوز برهمنا سبحهٔ دیدهٔ ناقوس
که ننگ نسبت ما دیر چون حرم نکشد
چو دود سینهٔ من سایه بان زند فردا
ز آفتاب قیامت کسی الم نکشد
همان به است که عرفی به بزم درویشان
سفال جوید و منت جام جم نکشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع عشق و محبت میپردازد و میگوید که عشق حقیقی در دل باید بماند و به ظواهر نپردازد. او با نقد زهد ظاهری، تأکید میکند که عبادت باید به دنبال محبت و احساس واقعی باشد. همچنین از محنتهای دل میگوید و اینکه در برابر مصائب نباید فروتن شد. در نهایت، عرفی به بزم درویشان میپیوندد و به دنبال حقیقت و جوهره زندگی است و از ظواهر پرهیز میکند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق دچار غم و اندوه میشود، نمیتواند به راحتی غصهها و دردهایش را تحمل کند؛ چون او، در حالی که مشغول نوشیدن از جام محبت است، خودش را در معرض زهر و آسیب قرار داده است.
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو فقط عبادت میکنی و ما به تو محبت داریم؛ پس بیخیال باش، زیرا کار به نادانی نمیارزد.
هوش مصنوعی: آتش بزن به تسبیح چشمان ناقوس، چون ننگی که به ما نسبت داده شده، مانند حرمی دیرینه است که نمیتواند تحمل شود.
هوش مصنوعی: اگر درد و رنج من به مانند دودی باشد که سایهای بر افروز آفتاب قیامت میافکند، هیچکس از اوضاع و احوال آن روز رنج نخواهد کشید.
هوش مصنوعی: بهتر است که عرفی در مجالس درویشان با دقت و سادگی زندگی کند و به دنبال جواهرات و زرق و برقهای دنیوی نباشد و به جای آن، به دنبال آرامش و معنویت باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دمی که از نگهت سرمه ستم نکشد
عجب که آینه چون گل جبین به هم نکشد
فدای بیکسی کعبه گرفتاری
که صید منت خونگرمی حرم نکشد
ز اختلاط پریشان عیش در قفس است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.