در ره سودای او، فرزانه در خون می رود
آشنا بر برگ گل، بیگانه در خون می رود
ساغر آسودگان غلتد چو مستان در شراب
می کشان عشق را، پیمانه در خون می رود
بس که خون آلوده خیزد، دود از شمع دلم
در هوای محفلم، پروانه در خون می رود
از برون لب ندانم چون شود، لیک آگهم
کز ته دل با لبم، افسانه در خون می رود
گریه در خواب و جگر پر نیش، مژگان در دماغ
ناله مستور و نفس مستانه در خون می رود
از نگاه گرم، عرفی، دیده مالا مال بود
گریه زد موجی و آتشخانه در خون می رود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت عاشق و دلتنگ معشوق خود است و در توصیف درد و رنج عشق به تصویر میکشد. او احساس میکند که عشق در وجودش به شدت جاری است و این عشق باعث زخمهای عمیق روحی شده است. در محفلهای شاد، حتی مستان نیز به نوعی تحت تأثیر عشق و غم او قرار دارند و این حال و هوا به همگان منتقل میشود. شاعر از درون خود از افسانهها و قصهها سخن میگوید که عشق و غم را به تصویر میکشند و در نهایت، حسرت و سوختن دلش را در برخورد با زیبایی معشوق نشان میدهد.
هوش مصنوعی: در مسیر آرزوی او، عاقل با خون خود زندگی میکند، در حالی که کسی که آشنا نیست، با حسرت بر روی گلها، باز هم در زحمت و عذاب به سر میبرد.
هوش مصنوعی: کاسههای شراب مانند مستانی که در نعمت غوطهورند، عشق را در خود حمل میکنند و این پیمانه از دل خونین عاشقان پر میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر دلی پر از غم و اندوه، از شمع وجودم دود بلند میشود و در جمع دوستانم، پروانه به خاطر عشقش به نور، به سوی خطر میرود و از خود مایه میگذارد.
هوش مصنوعی: من نمیدانم از بیرون چگونه احساساتم را بیان کنم، اما از عمق قلبم آگاه هستم که داستانها و احساساتم از درونم به سوی لبهایم میآید.
هوش مصنوعی: در خواب گریه میکنم و دلم پر از درد و زخم است. مژههایم در سکوت ناله میکنند و نفسهای عاشقانهام در خونم جاری است.
هوش مصنوعی: چشمان پر از احساس و گرمی به وجود آمدند که احساسات عمیق و دردناک را در دل ایجاد کردند. همچون یک موج دریا، اشکها جاری شدند و آتش عشق در دل انسان به وضوح مشخص شد و در این وضعیت، غم و اندوه بر قلب حاکم گردید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل ز بی برگی جگردارانه در خون می رود
تیغ از عریان تنی مردانه در خون می رود
گردبادش جلوه فواره خون می کند
در بیابانی که این دیوانه در خون می رود
می شود اسباب راحت مایه آزار من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.