کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد
از گریه نوش ریزد و از خنده خون چکد
لب تشنگی ز ریشهٔ چشمم کشد برون
آن قطره های خون که ز ریش درون چکد
خوش دل بدانم ار بچکد خون دل ز چشم
دل خون خویش می خورد، از دیده خون چکد
دل نیست این درد فشان است و خون چکان
دردی ز درد جوشد و خونی ز خون چکد
عرفی نگویمت بچکان خون دل ز چشم
گر ننگ صبر نیست بهل تا برون چکد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با به تصویر کشیدن حالاتی از عشق و درد، احساسات پیچیدهاش را توصیف میکند. او از جنون ناشی از عشق سخن میگوید که به گریه و خندهایش چهرهاش را تحت تأثیر قرار میدهد. دلش به شدت رنج میبرد و از چشمانش اشک و خون جاری است، که نشاندهندهی عمق این درد و عشق سوزان اوست. او همچنین از طرفی به خود میگوید که اگر صبر نمیتواند این درد را تحمل کند، بهتر است این احساسات دردناک آزاد شوند.
هوش مصنوعی: عشق کجاست که وقتی به یادش میافتم، عقل و دیوانگیام را به هم میزند، از گریهام اشک میریزد و از خندهام خون به زمین میچکد.
هوش مصنوعی: چشمم به قدری متاثر و بیتاب است که از آن، مانند قطرههای خون، احساسات و دردهای درونیام به بیرون میریزند.
هوش مصنوعی: اگر دل شاد باشد، حتی اگر از چشمش خون بیفتد، همچنان در حال نوشیدن خون خود است و از چشمش خون میریزد.
هوش مصنوعی: دل نمیشود دردی که با خود میکشد، بلکه این درد مانند جریانی از خون در حال بیرون ریختن است. درد از درد دیگر به وجود میآید و خون نیز از خودخونی دیگر جاری میشود.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی صبر کنی و خون دل را از چشمانت بچکانی، پس بهتر است به حرفهای من گوش نکنی و بگذار اشکهایت بریزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
ز آنجا که تیغ او نرسیدست خون چکد
نازم به سعی شوق که بی دست کوهکن
از تیشه زخم در جگر بیستون چکد
در جوشم آن چنان که ز چشم جراحتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.