آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
نتواندم از بوتهٔ غم پاک بر آورد
آن نشأیِ شوخی که بر آورد گل از شاخ
چون لاله مرا با جگر چاک بر آورد
دود دلم از چشم بداندیش نهان است
با آن که سر از روزن افلاک بر آورد
ذاتش هم خود روست، از آن غیرت معشوق
در بر رخ نظارهٔ ادراک بر آورد
آن گنج که جوید ز ملایک دل عرفی
از عرش فرود آمد و از خاک بر آورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید. او به غم و اندوهی که در دل دارد اشاره میکند و بیان میکند که نه تنها نمیتواند از آن رهایی یابد، بلکه این غم به وجود او شکل میدهد. همچنین اشارهای به زیباییهای عشق و معشوق دارد، که همچون گل از شاخسار ظاهر میشود و از سویی دیگر، در دل او عواطف عمیق و دردهای نهانی وجود دارد. در نهایت، شاعر به دنبال گنجی است که با کمک عشق و نزدیکی به معشوق به دست میآید.
هوش مصنوعی: کسی که دلش با غم پر شده است، نمیتواند از مشکلات و کینهها به سادگی رهایی یابد.
هوش مصنوعی: آن خنده و شوخی که باعث شد گل از شاخههایش شکوفه بزند، مانند لالهای که با دلی شکسته و جگر پارهپاره به دنیا آمده است.
هوش مصنوعی: دل من از بدی و حسد دیگران آکنده شده است، اما با این حال، من به آسمانها و افقهای بالا نگاه میکنم و امید دارم.
هوش مصنوعی: سرشت او خود به خود زیباست و این زیبایی از غیرت معشوق بر چهرهاش شکل گرفته است که در آن نگاه، قدرت ادراک را به نمایش گذاشته است.
هوش مصنوعی: گنجی که دل ملائکه به دنبالش است، از عرش به پایین آمده و از زمین بیرون آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.