دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
اگر برگ گلی باشد، درونش خارها دارد
دلیل عصمت زاهد، بدانی زهد و تقوا را
که او در پردهٔ اسلام و دین، زنارها دارد
من و وادی شوق ناوک صید افکنی، کانجا
تذروران حرم را بر سر دیوارها دارد
اگر بادی وزد، چون شعله، بر من، عشق می لرزد
ازین معلوم می گردد که بر من کارها دارد
ز منع انده و تکلیف، خوشحالی در آزار است
زبان شکوه عرفی از چنین آزارها دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و تضاد میان ظواهر و باطن را به تصویر میکشد. دلی که به زیبایی گل توجه دارد، در واقع از زخمها و آزارهای درونی رنج میبرد. او به زاهدان نیز اشاره میکند که ممکن است برچسب دیانت داشته باشند ولی در باطن خود گرفتار زنجیرهای دنیا هستند. شاعر خود را در وادی عشق مییابد، جایی که آزار عشق برایش به شادی تبدیل میشود، در نهایت با اشاره به زبان شکوه، از تجربههای دردناک و زیبا سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دلهایی که تحت تأثیر زیباییهای آن گل در باغها قرار دارند، اگر چه ظاهری زیبا و شبیه به گل دارند، اما در درون خود درد و رنجهای بسیاری را مخفی کردهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فرد زاهد و پرهیزگار، با وجود ظاهر موجه و رعایت اصول دین، ممکن است در حقیقت از ارزشهای واقعی دین دور باشد و نفاق و ریاکاری در عملش وجود داشته باشد. او ممکن است در پوشش دیانت، به اعمالی مبتنی بر نفاق و خودخواهی بپردازد که به دیگران ناپیداست.
هوش مصنوعی: من در وادی عشق مانند تیر حزینی هستم که در حال شکار است؛ زیرا در آنجا، زائران حرم، بر سر دیوارها نشستهاند.
هوش مصنوعی: اگر بادی مانند شعله به من برخورد کند، عشق در وجودم به لرزه درمیآید، و از این نشانه مشخص میشود که عشق در زندگیام فعالیتهایی دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر منع و وظیفهای که بر دوش دارد، خوشحال باشد، در واقع در آزار خود را میفریبد. در این میان، افراد عادی از چنین آزارهایی شکایت میکنند و زبان به ناله و گله باز میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
که آن یوسف رخ از شوخی بمن آزارها دارد
مرا چون بید بنماید بغیر و زیر لب خندد
من از آن خنده میابم که با من کارها دارد
بهرجاییکه بنشیند چو خیزد دامن افشاند
[...]
توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد
به قدر فلس، زیر پوست ماهی خارها دارد
مگو بی پرده چون منصور حرف حق به هر باطل
که عشق از بهر بی ظرفان مهیا دارها دارد
چه حرف است این که می باشد سبکباری در آزادی؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.