کی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش
چون آتش دل برنفروزد ز نسیمنش
آن غمزه که از یاد شهیدان طرب افزاست
بالله که به یک ناله توان کرد رحیمش
در محفل آن در ننشینم که ز حشمت
از شاهی کونین کند عار ندیمش
ممنونم از آن غمزه که از کام دل من
شیرینی امید برد تلخی بیمش
دل زایر دیریست که هنگام زیارت
جبریل وضو کرده درآید به حریمش
ما لالهٔ آن باغ و بهاریم که در صبح
بر باد رود شبنم شادی ز نسیمش
آن دل که در او شعله زند مهر جمالش
در سایهٔ طوبی تو آسیب جحیمش
عرفی کند اندیشهٔ درمان غم دل
عاشق نه چنین است، بخوانید حکیمش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دنیا و زیباییهای آن با نگاهی انتقادی مینگرد و به دنبال معنای عمیقتری در زندگی است. او به قدرت عشق و زیبایی و تأثیرات آن بر دل و روان انسانها اشاره میکند و تماشاچی محفلهای مادی را ناپسند میداند. در عین حال، با ذکر تصاویری از بهار و نعمتها، امید و عشق به چیزهای خوب را فرا میخواند. شاعر در پایان به این میاندیشد که عشق واقعی و معنوی، دلی پرآشوب را به احوال خوش و آرامش میبرد و به دنبال حکمت و درک بیشتر از وجود و عشق است.
هوش مصنوعی: کیست که به زیباییها و لذتهای دنیا بنگرد و دلش مانند آتش مشتاق نشود؟ آیا نسیم خوش آن، آتش شوق را در دل شعلهور نمیکند؟
هوش مصنوعی: این عبارت به زیبایی از تاثیر یک نگاه یا حرکت دلربا سخن میگوید که با یادآوری شهیدان شادی و نشاط را افزایش میدهد. همچنین اشاره دارد به اینکه تنها با یک ناله میتوان به رَحمت و لطف الهی دست یافت. به طور کلی، این جمله نشاندهندهی قدرت و تأثیر احساسات و یادها در زندگی انسان است.
هوش مصنوعی: در جمع افرادی که از مقام و ثروت خود به خودبالایی میبالند، نمینشینم؛ زیرا از افتادن در این جمع احساس شرم و ننگ میکنم.
هوش مصنوعی: از آن نگاه دلربا سپاسگزارم که تلخی نگرانیام را با شیرینی امید به عشق، از بین برد.
هوش مصنوعی: دل زائر مدت زیادی است که با عشق و شوق به زیارت آمده و مانند فرشتهای آماده شده تا وارد حریم مقدس آن مکان شود.
هوش مصنوعی: ما گلهای آن باغ و بهار هستیم که در صبح، شبنم خوشحالیامان به خاطر نسیمش از بین میرود.
هوش مصنوعی: دلهایی که به خاطر زیبایی او در آتش عشق میسوزند، در زیر سایه درخت طوبی، از عذاب جهنم مصون هستند.
هوش مصنوعی: اندیشهٔ درمان درد دل عاشق اینگونه نیست که تصور میشود؛ برای فهم عمیقتر و حقیقت آن، باید به دانش و حکمت بزرگان مراجعه کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
او می رود و عاشق مسکین گرانش
چون مرده که در سینه بود حسرت جانش
بی مهر سواری که عنان باز نپیچد
آویخته چندین دل خلقی به فغانش
ناخوش همی آزارد و یا طالب خونی ست
[...]
گر یار ز رخ پرده بر انداخته باشد
از غایت لطفش
در باغ خرامید شبی آن بت مهوش
با غمزه چون ناوک و ابروی کمانکش
با قدّ چو سرو چمن و ساعد سیمین
با تیغ جفا دلبر و از می شده سرخوش
گفتا بزنم تیغ جفا بر تو و گفتم
[...]
این گفتهٔ مستانهٔ سید چو شنیدی
از ذوق بخوانش
با قد چو سرو و گل رخسار و لب لعل
ایساقی جانبخش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.