حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم
رهبر امید را در هر قدم گم کرده ایم
میشود اسباب غم اسباب افزون، گرچه ما
مایهٔ افزایش اسباب غم گم کرده ایم
چون ترنم های مرغان بهشتی نشنوم
ما که دور افتادهٔ باغ ارم گم کرده ایم
طعنه کم تر زن حرم جویان ره گم کرده را
این ملامت بس که ما راه حرم گم کرده ایم
پیر ما از بستن زنار لاف کفر زد
کز عبادت ما در دیر و حرم گم کرده ایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس ناراحتی و گمگشتگی خود اشاره میکند. او به آثار غم و اضطراب و فقدان امید در زندگیاش پرداخته و میگوید که از چیزهایی که قبلاً در زندگیاش روحیهبخش بوده، دور افتاده است. شاعر به ترس از ملامت دیگران و ناتوانی در یافتن راه به سوی اماکن مقدس اشاره میکند و میگوید که حتی عباداتش هم از معنا تهی شدهاند. این احساس از دست دادن ارتباط با معنویات و خوبیها، غم و ناتوانی را در قلبش نشانه میزند.
هوش مصنوعی: حال ما را ببین که مانند آهویی گم شده در حرم، راهنمای امید را در هر قدم از دست دادهایم.
هوش مصنوعی: غم و ناراحتی ممکن است در زندگی زیاد شود، حتی اگر ما خودمان در تلاش برای از بین بردن یا کاهش دلایل غم و اندوه باشیم.
هوش مصنوعی: زمانی که صدای دلنواز پرندگان بهشتی را نمیشنوم، ما که از باغ ارم دور افتادهایم، احساس گمگشتگی میکنیم.
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی حرم (مکانی مقدس) است، نباید به دیگران توهین کند و فقط باید به این بسنده کند که ما خود راه حرم را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: پیر ما به طور شوخی از اینکه به چیزی مثل زنار (نشانهای از کفر) بستگی دارد، سخن گفت و اظهار داشت که ما در عبادتهایمان در مکانهای مقدس گم شدهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.