چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
به کمان آمده عنقا که مرادی بزنیم
چند از این شیشه بگیریم و بریزیم به کام
یک دو جامی به کف خویش نژادی بزنیم
در نیارد که دمی غاشیهٔ غم نکند
سر دهیم این دل و با یک دل شادی بزنیم
بر دل صد ورق از یاس ببندیم گره
بگشاییم دل و فال مرادی بزنیم
عرفی از مردهٔ آلوده پریشان شده ایم
دست در دامن پاکیزاده نهادی بزنیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند، سخن میگوید و به اهمیت شادی و دلخوشی در زندگی اشاره دارد. او به کنایه و استعاره به فال، شراب و شادمانی روی میآورد و دعوت میکند که به جای غم و اندوه، به دنبال جشن و لطافت روح باشیم. در نهایت، او از دیوانگی و پریشانی ناشی از وضع موجود گلایه میکند و به دامن شخصیتی پاکیزه و نیکو پناه میبرد تا از سردرگمی رهایی یابد.
هوش مصنوعی: بگذارید در این شش در غم و اندوه بمانیم و تلاش کنیم به هدفی برسیم که همچون پرندهای افسانهای به ما کمک کند.
هوش مصنوعی: چند تا از این شیشههای شراب را بگیریم و به دهان ببریم، و چند جام هم به دست بگیریم و بنوشیم.
هوش مصنوعی: بگذار که دل از غم رها شود و لحظهای شاد باشیم، حتی اگر به خاطر غمهایمان سر به زیر باشیم.
هوش مصنوعی: بیا بر دلمان صد صفحه از یاس و ناامیدی بزنیم و با گشایش دلمان، به فال نیک و امیدواری دست پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: ما از شلوغی و آلودگی دنیا خسته و دلشکسته شدهایم و وقتی به یاری کسی که پاک و پاکیزه است، میرسیم، میخواهیم دست او را بگیریم و به سوی او برویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم
به کمان آمده عنقای مرادی بزنیم
چند خوش شیشه بگیریم و بریزیم به جام
یک دو جامی ز کف حور نژادی بزنیم
من ازین سوی و تو زان سوی، تو می گویم دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.