هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
گر مشتریم دوست شود هم نفروشم
از شورش غم با در و دیوار به حرفم
رفت آن که به آسوده دلان غم نفروشم
هرگز نگشایم در دکان غم دل
وانگه که دکان باز کنم کم نفروشم
زان اهل نفاقم نپسندند که هرگز
قول غلط و فعل مسلم نفروشم
عرفی دل آباد به یک جو نخرد عشق
من هم دل ویران به دو عالم نفروشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وفاداری و پایبندی به دوست و عشقش اشاره میکند و میگوید هرگز از دوستی و محبت خود گلهای نخواهد کرد، حتی اگر شرایط سخت شود. او از غم و درد دل شکایت ندارد و حتی اگر برایش دستاویز دوستی پیش آید، هرگز احساساتش را نمیفروشد. شاعر به تعهدش نسبت به اصول صداقت و حقایق اشاره میکند و از نفاق و تصنع دوری میگزیند. در نهایت، او تأکید میکند که عشق و محبتش را به بهایی نخواهد فروخت و دل ویرانش را ارزشمندتر از تمامی جهانیان میداند.
هوش مصنوعی: هرگز از دوستی که به من نزدیک است شکایتی نمیکنم، حتی اگر خیلی هم به من نزدیک باشد و مشتریام شود، باز هم حرفی نمیزنم.
هوش مصنوعی: از شدت غم و ناامیدی، احساساتم به هر سو سرکشی میکند و با دیوارها و اشیاء حرف میزنم؛ چرا که کسی که بتواند با دل آسوده زندگی کند، هیچ وقت غم و اندوه را به من نمیفروشد.
هوش مصنوعی: هرگز دلم را با غم پر نمیکنم و اگر هم بخواهم این کار را بکنم، سودی نخواهم برد.
هوش مصنوعی: از افراد دو رو خوشم نمیآید، چون هرگز قول نادرست و عمل قطعی را به فروش نمیرسانم.
هوش مصنوعی: عاشق نمیشود به خاطر یک چیز کوچک، چون دلش پر از عشق است. حتی اگر تمام دنیا را بدهند، دل و احساسات خود را به هیچ چیز نمیفروشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دردی که مرا هست به مرهم نفروشم
ور عافیتش صرف دهی هم نفروشم
بگداخت مرا مرهم و بنواخت مرا درد
من درد نوازنده به مرهم نفروشم
ای خواجه من و تو چه فروشیم به بازار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.