بیدادگری روی تو اندازه ی راز است
این رشته به انگشت نپیچی که دراز است
عشق آفت سلطان بود، آرایش بنده
این مسأله در نسخه ی محمود و ایاز است
یا رب تو نگهدار دل خلوتیان را
کان مغبچه مست است و در صومعه باز است
خونابه ی حسرت چکد از هز مژه هر گاه
بینم که خداوند کسی بنده نواز است
این قهقهه ی عیش که با کبک دل ماست
باور نتوان کرد که در چنگل باز است
هر چند که عرفی پی تحقیق شتاب است
مشتاب به دنبال، که او بیهده تاز است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیدادگری و رازهایی که در عشق نهفته است، اشاره میکند. او از وضعیت عشق که باعث در بند شدن انسان میشود، سخن میگوید و عشق را آفتی برای سلطنت بنده معرفی میکند. همچنین، به خدایی که دل خلوتیان را حفظ میکند و از روی مهربانی، ملایماتی نشان میدهد، دعا میکند. حسرت و غم در دل او جاری است هر زمان که به نوازشهای خداوند میاندیشد و در عین حال، به طور کنایهآمیز از شگفتیهای زندگی و زوایای پنهان عشق یاد میکند. نهایتاً، شاعر با اشاره به عجلهاش در تحقیق درباره این معانی، بر بینتیجه بودن این تلاشها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ظلم و ستمی که از جانب تو به من میرسد به اندازه راز و اسرار عمیق است؛ اگر این رابطه را به راحتی قطع کنی، ممکن است به تبعاتش پی نبری.
هوش مصنوعی: عشق میتواند باعث شود که سلطان به آفت تبدیل شود، اما برای بنده، زیبا و جذاب است. این مسئله در داستان محمود و ایاز به خوبی نمایش داده شده است.
هوش مصنوعی: خدایا دل افرادی که در عزلت و انزوا زندگی میکنند را حفظ کن زیرا آن افرادی که دچار عشق و شوق شدهاند، در حالی که در صومعه به سر میبرند، به حالت مستی رسیدهاند و در آنجا باز هستند.
هوش مصنوعی: هر بار که میبینم خدای مهربانی وجود دارد که به بندگانش لطف میکند، حسرت و اندوهی در دلم زنده میشود و از چشمانم به بیرون میریزد.
هوش مصنوعی: این شادی و خندهای که ما داریم، شبیه صدای کبک است و نمیتوان به راحتی باور کرد که در دنیای واقعی اینگونه خوشحال هستیم.
هوش مصنوعی: اگرچه عرفی در پی جستجو و تحقیق است، تو در پی او نرو، زیرا او بیهوده و بدون هدف میدود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است
غمزه زان ناوک کج سخت درست انداز است
هرکه خودبین و خودآرا ز هنر بیخبر است
همچو طاووس که پر زینت و کم پرواز است
سر توحید ز زنجیر شود معلوم است
[...]
چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است
یا ز ترکان صحیح النسب قفقاز است
چشم مستی که تو داری همه دارند ولی
این روش در همه ساده رخان ممتاز است
دست خالی زده ام توپ به سودای تو من
[...]
محتسب راهزن و شحنه کمند انداز است
جیش، غارتگر و سرخیل سپه جانباز است
ره به هر بدگهری، بدکهران را باز است
لوحشالله که به هر حسن وطن ممتاز است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.