گرد محنت به طوف منزل ماست
زهر غم تشنه ی لب ماست
برق آتش فروز جوهز کل
دود اندیشه های باطل ماست
در مبندید بر رخ رضوان
که ز عهد الست سائل ماست
هر چه روید ز کشتزار ملال
ریشه ی آن دویده در گل ماست
تا قیامت غبار ناکامی
پرده باف دریچه ی دل ماست
عرفی از موج غم ترا چه غم است
موج خیز ملال ساحل ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز اندوه و مصیبتهای خود میپردازد. او میگوید که زندگی در دشت غم و محنت سپری میشود و دلتنگی و ناکامی همواره در دلش وجود دارد. از تنهایی و ناکامیها سخن میگوید و اشاره میکند که غم و اندوه جزئی از وجود او هستند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در میان این دردها و مشکلات، دریاچه دل او همچنان مملو از غم و ملال است.
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیها دور و بر ما را احاطه کردهاند و درد و اندوهی که داریم، همچون زهر، جانمان را میسوزاند.
هوش مصنوعی: برق درخشان آتش، نشانهای است از تمام دود و بخار افکار نادرست و بیاساس ما.
هوش مصنوعی: بر چهرهٔ بهشتیان نظر نیندازید، زیرا از زمان پیمان اولیه، سوالکننده ما هستند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از زراعت به وجود میآید، ریشهی ناراحتیاش در دل ما قرار دارد.
هوش مصنوعی: تا آخرین روز دنیا، غبار ناامیدی و ناکامی، مانند پردهای بر روی دریچهی قلب ما قرار دارد.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، آیا به خاطر غم و اندوهی که احساس میکنی نگران هستی؟ غم و اندوهی که در دل دارم از تنهایی و مشکلات زندگیام نشأت میگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از پس من غمست و پیش غم است
ز بر من نمست و زیر نم است
این دل بسته خسته درد است
وین تن خسته بسته الم است
عجبا هر چه بیش می نالم
[...]
صلح با عدل و جنگ باستماست
با بدی نیک و با نشاط غم است
چون منی را مگو که مثل کم است
مثل من خود هنوز در عدم است
شاه را هفت نازنین صنم است
هر یکی را ز کشوری علَم است
کفک را لطف و خوبیش زیم است
زانکه از یم ورا نصیب نم است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.