عرفی منم آن که کوششم بی اثر است
هستم همه عیب و مو به مویم هنر است
آن عابد برهمن سرشتم که مرا
طاعت ز گنه به توبه محتاج تر است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
عرفی منم آن که کوششم بی اثر است
هستم همه عیب و مو به مویم هنر است
آن عابد برهمن سرشتم که مرا
طاعت ز گنه به توبه محتاج تر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر خود را فردی میداند که تلاشهایش بینتیجه است و با وجود عیوب بسیار، هنر او در جزییاتش نهفته است. او خود را شبیه عابدی میبیند که به خاطر گناهانش به توبه نیاز دارد، و این نکته را برمیشمارد که عبودیت و پاکی نیازمند تلاش بیشتری است. این رباعی به مفهوم تناقض میان ضعفها و استعدادها و نیاز به خودسازی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که تلاشهایم بیفایده بوده و همه عیبها و نقصهایم مشهود است، اما در درونم همهی هنر و زیباییها وجود دارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن عابد برهمن به نوعی به من زیادتر از توبه و بازگشت از گناه نیاز دارد. به عبارت دیگر، من بیشتر از انجام عبادت به معذرتخواهی و تغییر حالتی که داشتهام، احتیاج دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شنگرف چکانیده تو را بر شکر است
مشکین زلفت شکسته گِردِ قمر است
حورات مگر مادر و غلمان پدر است
کاین صورت تو ز آدمی خوبتر است
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
او راست بود با تو، تو گر باشی راست
وآنگه که به اخلاص و درون صافی
او را باشی بدان که او نیز تو راست
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
زاول به منت میل بد آن میل کجاست؟
و امروز ملول گشتی از بهر چراست؟
خر سر سر تو سزای زخم تبر است
وز روی قیاس کرد گوئی دگر است
لیکن بمیان هر دو فرق اینقدر است
کاینجا ملحد بزیر و آنجا زبر است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.