انجمن شهر ملای گلست
باده بیاور، که صلای گلست
نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح
از سر عشقت، نه برای گلست
بر رخ خوبان جهان خط کشید
سبزه، که خاک کف پای گلست
باغ، که او خاک معنبر کند
سنبل او خواجه سرای گلست
پیرهن یوسف مصری، که شهر
پرصفت اوست، قبای گلست
سر به در دوست نهادند خلق
در همه سرها چو هوای گلست
اوحدی، اینها همه گفتی، ولی
با رخ آن ماه چه جای گلست؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و لطافت عشق و محبت اشاره میکند و شهر ملای گل را به عنوان مکانی برای تجمع زیباییها و نعمتها معرفی میکند. او از باده و نغمههای مرغان سحرخوان صحبت میکند و به عشق خویش میبالد. نمادهای زیبایی چون خط زیبای روی رخ محبوب، سبزه و گلها را به کار میبرد تا شکوه عشق را توصیف کند. در پایان، شاعر یادآور میشود که محتوای این زیباییها در مقایسه با چهره محبوبش چندان اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: جمع دوستان و اهالی شهر شاداب و باصفا است، بیا و باده بیاور، زیرا فضا پر از عطر گل است.
هوش مصنوعی: صدای ناله و آواز پرندگان صبحگاهی به خاطر عشق توست، نه به خاطر زیبایی گلها.
هوش مصنوعی: سبزه بر چهره زیبای جهان نقش بسته است، زیرا خاک زیر پای گل، نشانی از زیبایی و لطافت دارد.
هوش مصنوعی: باغی که به خاطر زیباییاش معروف است، گلهای خوشبویی دارد که به زیبایی آن افزوده میشود.
هوش مصنوعی: پیرهن یوسف که در مصر معروف بود و پر از صفات نیکو بود، همچون یک پوشش گلین زیبا است.
هوش مصنوعی: مردم سرهای خود را به در دوست گذاشتند، زیرا همه سرها به سوی زیبایی گل گرایش دارند.
هوش مصنوعی: اوحدی، تو همه این زیباییها و لطافتها را بیان کردی، اما در برابر چهره آن ماه، چقدر گل و زیباییهای دیگر ارزش دارند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.