نگر: مگرد گر آن سر و سیم بر بگذشت؟
که: آب دیدهٔ نظارگان ز سر بگذشت
ز من چو زان رخ همچون قمر نشان پرسید
رسید بر فلکم آه و از قمر بگذشت
تو بخت بین که: نخفتم شبی جزین ساعت
که خفته بودم و دولت ز پیش در بگذشت
کدام پرده بماند درست و پوشیده؟
بدین طریق که آن ترک پرده در بگذشت
دگر به پند پدر گوش برنکرد کسی
که از مقابل او روی آن پسر بگذشت
مسافری، که به شهر آمد و بدید او را
ندیدهایم کز آن آستان در بگذشت
چو دید آن سر زلف دراز در کمرش
سرشک دیدهٔ خونریزم از کمر بگذشت
ز من بپرس گزند جراحت دل ریش
که چند نوبتم این ناوک از جگر بگذشت
چو اوحدی نشدش دل به هیچ نوع درست
هر آن شکسته که این تیرش از سپر بگذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق خود دربارهی جدایی و احساس دلتنگی میپردازد. او با ذکر تصاویری از گذر زمان و بیوفایی عشق، به حسرت و غم ناشی از فقدان معشوق اشاره میکند. در عین حال، به درد و رنجی که از جراحتهای عاطفی میکشد، اذعان دارد و از تجربهی دلشکستگیهای مکرر خود میگوید. شاعر از پرسهزنی که در خیالاتش به یاد محبوبش میافتد، سخن میگوید و به عدم توجه دیگران به نصایح پدر و تأثیر ناپایداری عشق اشاره میکند. در نهایت، این غزل بیانگر آشفتگیهای درونی و ناتوانی اوحدی در کنار آمدن با غم عشق است.
هوش مصنوعی: توجه داشته باش که اگر آن زیبا و خوش سیمای تو از کنار ما برود، دیگر چه اهمیتی دارد؟ زیرا اشکهای تماشاگران برای او بر زمین خواهد ریخت.
هوش مصنوعی: وقتی از من درباره چهرهام که مانند ماه است پرسیدند، بر فراز آسمان احساس ناراحتی کردم و به یاد ماه افتادم که از کنارم گذشت.
هوش مصنوعی: تو توجه کن که: من هیچ شبی جز این ساعت خواب نکردم، چون آن زمانی که خوابیده بودم، فرصت و خوشبختی از کنارم گذشت.
هوش مصنوعی: کدام پرده است که به درستی باقی بماند و پوشیده بماند؟ در حالی که آن جوان ترک به راحتی از در وارد شد.
هوش مصنوعی: هیچکس به نصیحت پدر توجهی نکرد، زمانی که آن پسر از مقابل او عبور کرد.
هوش مصنوعی: مسافری به شهر آمد و دیدیم که او را هرگز ندیدهایم، چرا که از آن درگاه عبور کرده بود.
هوش مصنوعی: وقتی آن موهای بلند و زیبای او را در کمرش دید، اشک خونینی از چشمانش سرازیر شد و از کمر او گذشت.
هوش مصنوعی: از من بپرس دردهای ناشی از جراحت دل چه اندازه است، زیرا بارها این تیر زخم چرکین از جگرم گذشته است.
هوش مصنوعی: چون اوحدی نتوانست به هیچ شکلی دلش را آرام کند، هر بار که این تیر از سپر او عبور کرد، دلش بیشتر شکست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.