ای طیرهٔ شب طرهٔ خورشید پناهت
آرایش عالم رخ رنگین چو ماهت
تاب دل ناهید ز باد خم زلفت
آ ب رخ خورشید ز خاک سر راهت
دیباچهٔ خوبی ورق روی منیرت
عنوان شگرفی رقم خط سیاهت
بر رشتهٔ پروین زده صد سوزن طعنه
تابیدن عکس گهر از بند کلاهت
از خاک فزون گشته سپاه تو، ولیکن
آتش زده سودای تو بر قلب سپاهت
فردا به قیامت گر ازین گونه برآیی
ایزد، نه همانا، که بپرسد ز گناهت
نزدیک شود با فلک از روی بلندی
روزی که کند اوحدی از دور نگاهت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به توصیف زیباییهای محبوب و ارتباط آن با عالم است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا، چهرهٔ محبوب را به خورشید و ماه تشبیه میکند و زلف او را به نسیم و دلربایی طبیعت میسازد. همچنین، شاعر به معضلات عشق و دلسوزی ناشی از آن اشاره کرده و از حسرت و آرزوی وصال محبوب سخن میگوید. در نهایت، او به این نکته میپردازد که در روز قیامت، محبوب با زیبایی خود میتواند دلها را فتح کند و از دور نگاههای عاشقانه اوحدی را یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: ای شب، تو که چون یک گیسوی نورانی آفتاب را به خود جذب کردهای، زیباییهای جهان را به خود آراستهای، مانند چهرهای زیبا که درخشندگیاش مثل ماه است.
هوش مصنوعی: دل ناهید به خاطر زلفت در باد تاب میخورد، همانطور که چهرهات چون خورشید از خاکی که در مسیر توست، میدرخشد.
هوش مصنوعی: لباس زیبای تو مانند پردهای دلنشین است که بر زیبایی و درخشندگی چهرهات تاکید میکند و نامی بزرگ بر تاریکیهایی که از خود به جا میگذاری، نوشته شده است.
هوش مصنوعی: بر روی رشتهٔ ستارههای پروین، صد سوزن طعنهای زدهاند که نور جواهر از زیر کلاهت تابیده میشود.
هوش مصنوعی: تو از خاک به مراتب بیشتر سیاه شدهای، اما آتش آرزوی تو در دل سپاهت شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: اگر فردا در روز قیامت با این حال و وضع برخواست کنی، خداوند حتماً از گناهانت سؤال خواهد کرد.
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که اوحدی از دور به تو نگاه خواهد کرد و با آسمان، از بلندی نزدیکتر میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
سرفتنه خوبان جهان چشم سیاهت
تو پادشه کشور حسنی و ملاحت
خوبان جهانند همه خیل و سپاهت
هر گه که ز بازار روی جانب خانه
[...]
ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
وی فتنه دوران قمر چشم سیاهت
صد خار نهد حسن تو خورشید فلک را
چون از گل سیراب دمد مهر گیاهت
ترسم که نشان بر رخ زیبات بماند
[...]
ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت
مجموعه آفات فلک طرز نگاهت
بیچاره کشی پیشهٔ زلفان کمندت
خونخواره وَشی شیوهٔ چشمان سیاهت
خونم بخور و غم مخور از پرسش محشر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.