چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد
دستم ز غم به جامه دریدن در اوفتد
گر پرتوی ز روی تو افتد بر آسمان
ماهش چو مشتری به خریدن در اوفتد
ور قامتت به باغ درآید، ز شرم او
حالی به قد سرو خمیدن در اوفتد
پرواز مرغ جان نبود جز به کوی تو
روزی که اتفاق پریدن در اوفتد
جان کمترین نثار تو باشد ز دست ما
آن ساعتی که فرصت دیدن در اوفتد
دانم که: بر حکایت من رحمت آوری
وقتی گرت مجال شنیدن در اوفتد
خلوت نشین خیال تو گر در دل آورد
چون اوحدی به کوچه دویدن در اوفتد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساس عمیق عشق و شوق را به تصویر میکشد. او میگوید که هنگامی که معشوق از کنار او بگذرد، دلش به تپش میافتد و غم او را به حالت اندوه دچار میکند. عشق او به معشوق به شکل شدید و همهجانبه است و به همین دلیل او حاضر است جانش را در راه معشوق نثار کند. شاعر همچنین انتظار دارد که معشوق به سخن گفتن از حال او اهتمام ورزد و بر او رحمت آورد. در نهایت، اوحیدی خود را در حال دویدن در کوچههای عشق و خیال معشوق مییابد.
هوش مصنوعی: وقتی از کنار او رد میشوم، دلم شروع به تپیدن میکند و از روی غم دستم به لباس خودم میافتد و آن را میدرد.
هوش مصنوعی: اگر نوری از چهرهات به آسمان بتابد، ماه هم به زیبایی تو به خریدار یاقوتها میافتد.
هوش مصنوعی: اگر قامت تو به باغ بیفتد، به خاطر زیباییات، درخت سرو نیز از شرم خم میشود.
هوش مصنوعی: مرغ جان فقط در روزی که بتواند پرواز کند و به کوی تو برسد، پرواز میکند.
هوش مصنوعی: جان من در راه تو قربانی خواهد شد، هنگامیکه فرصتی برای دیدن تو پیش بیاید.
هوش مصنوعی: من میدانم که وقتی فرصتی برای شنیدن داستان من پیدا کنی، بر من رحم خواهی کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دل خود تو را تصویر کند، مانند اوحدی، به خاطر شوق و عشق به تو، به کوچهها میدود و خود را در آنجا گم میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.