هر دم از خانه رخ بدر دارد
در پی عاشقی نظر دارد
هر زمان مست بر سر کویی
با کسی دست در کمر دارد
یار آن کس شود، که مینوشد
دست آن کس کشد، که زر دارد
دوست گیرد نهان و فاش کند
مخلصان را درین خطر دارد
هر که قلاشتر ز مردم شهر
پیش او راه بیشتر دارد
در خرابات ما شود عاشق
هر که سودای درد سر دارد
یار ترسای ما، مترس از کس
عاشقی خود همین هنر دارد
مزن، ای اوحدی، به جز در دوست
کان دگر خانها دو در دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از عشق و عاشقی میپردازد و بیان میکند که عاشق هر لحظه به دنبال معشوق خود است. او به تماشای کسانی میپردازد که در خرابات و مکانهای خاصی با معشوق خود عشق بازی میکنند و مقامات اجتماعی و ثروت را در این مسیر بیاهمیت میداند. در عین حال، شاعر هشدار میدهد که در عشق همیشه خطراتی وجود دارد و تنها دوست واقعی کسی است که به راستی عاشق است. در آخر، اوحدی بر این باور است که نباید به هیچ چیز جز عشق دل بست، زیرا هر آنچه غیر از آن بیارزش است.
هوش مصنوعی: هر لحظه چهرهای از خانه بیرون میآید و در جستجوی عشق، نگاهش به دور و بر است.
هوش مصنوعی: هر وقت که سرشار از شادی و سرمستی هستم، در خیابانی با کسی همراه میشوم که دستش به کمر من است.
هوش مصنوعی: دوست کسی خواهد بود که با هم معاشرت کند و با او خوش بگذرد، اما کسی که پول و ثروت دارد، میتواند دیگران را به خود جلب کند و از آنها استفاده کند.
هوش مصنوعی: دوست ممکن است رازهای خود را پنهان کند، اما افرادی که صادق و وفادار هستند، در این خطر قرار دارند که به خاطر صداقت خود، در معرض آسیب قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مقایسه با مردم عادی به نوعی بیتوجهی یا بیخیالی داشته باشد، در نظر دیگران اهمیت بیشتری دارد و فرصتی بیشتری برای تاثیرگذاری و جلب توجه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در مکانهای خراب و پر از فساد، هر کسی که به دنبال اضطراب و درد است، به عشق مبتلا میشود.
هوش مصنوعی: دوست مسیحی ما، نباید از کسی بترسد؛ چون عاشق بودن خود همین مهارت را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: ای اوحدی، به جز در راه عشق و دوستی، به هیچ راه دیگری نروند. زیرا درهای دیگری که باز میشوند، غیر از در خانه دوست، ارزش ندارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شه چو از حال او خبر دارد
هر زمانش عزیز تر دارد
نز طریقت کسی اثر دارد
نز حقیقت دلی خبر دارد
زلف تو تکیه بر قمر دارد
لب تو لذت شکر دارد
عشق این هر دو این نگار مرا
با لب خشک و چشم تر دارد
پرس از حال من ز زلف خبر
[...]
صلب شاهان همین اثر دارد
بچه یا سنگ یا گهر دارد
هر که بر روی او نظر دارد
از بسی نیکوی خبر دارد
تو نکوتر ز نیکوان دو کون
که دو کون از تو یک اثر دارد
هرچه اندر دو کون میبینم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.