باد بویی از دو زلفت وام کرد
سوی چین آورد و مشکش نام کرد
غمزهٔ آهووش گو افگنت
تیر غم در دیدهٔ بهرام کرد
دانهٔ خالی، که بر رخسار تست
پای ما را بستهٔ این دام کرد
قامت من چون الف بود از نشاط
آن الف را دام زلفت لام کرد
نازنینا، صبح ما را همچو شام
فتنهٔآن لعل خون آشام کرد
توسن دل، گرچه تندی مینمود
عاقبت چشم تو او را رام کرد
آتش روی تو ما را سخت سوخت
گر چه کار اوحدی را خام کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از زیباییهای معشوق سخن میگوید و تأثیرات عمیق عاشقانهای که بر او دارد را توصیف میکند. او به بادی اشاره میکند که بوی زلف معشوق را به همراه میآورد و خود را اسیر غمزههای او میداند. شاعر به تصویر کشیدن زیبایی رخسار معشوق و سختیهایی که عشق برایش ایجاد کرده، پرداخته و بیان میکند که باوجود همه دردها، نگاه معشوق او را رام کرده است. در نهایت، او از آتش عشق و تأثیراتش بر زندگیاش سخن میگوید و اشاره میکند که این عشق هرچند او را به شدت میسوزاند، اما نتایجش به او قدرتی میبخشد.
هوش مصنوعی: باد بویی از دو زلف تو برداشت و آن را به چین برد و نامش را مشک گذاشت.
هوش مصنوعی: چشمان دلربای تو، همچون تیر غم، به دل بهرام نشسته و او را آزرده کرده است.
هوش مصنوعی: حقایق پنهانی که در ظاهر ساده به نظر میرسند، میتوانند ما را به دام بیندازند و در موقعیتهای سختی قرار دهند. این موضوع نشاندهنده قدرت جذابیتهای ظاهری است که میتواند مانع از آزادی ما شود.
هوش مصنوعی: قد من چون حرف الف بود و به خاطر شادابیاش، آن الف به وسیلهی زلف تو به حرف لام تبدیل شد.
هوش مصنوعی: عزیزم، صبح ما را مانند شبی پر از فتنه و آشوب، آن سنگ سرخِ زیبا تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هرچند دل مانند یک اسب سرکش به نظر میرسد و ممکن است در ابتدا شور و شوق زیادی داشته باشد، اما در نهایت نگاه و محبت تو او را آرام و مطیع میکند.
هوش مصنوعی: آتش عشق تو ما را به شدت سوزاند، هرچند که کار اوحدی را به خامی کشاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این کتب را مظهر حق نام کرد
در میان خلق عالم عام کرد
دیو گر خود را سلیمان نام کرد
ملک برد و مملکت را رام کرد
گفتگویش داد و نفسش نام کرد
از بدو نیکش همه اعلام کرد
از خلافت خلعتی انعام کرد
نعمتاللّه او مرا خوش نام کرد
مست شد جا بر کنار بام کرد
دختر همسایه را بدنام کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.