با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟
پیش لب و رویت شکر و شیر چه باشد؟
در خواب سر زلف تو میبینم و این را
جز رنج دل شیفته تعبیر چه باشد؟
گویند که: آشفته و زنجیر ولی ما
آشفته چنانیم که زنجیر چه باشد؟
صوفی اگر آن روی نبیند بگذارش
کان مرغ ندانست که: انجیر چه باشد؟
گفتی: دل خود را سپر تیر غمم کن
شمشیر بیاور، سپر و تیر چه باشد؟
ما را غم هجران تو بد واقعهای بود
این واقعه را چاره و تدبیر چه باشد
گویی که: به تقصیر ز ما کام نیابی
جان میدهم از عشق تو، تقصیر چه باشد؟
ای اوحدی، از خوان غم عشق دلت را
غیر از جگر سوخته توفیر چه باشد؟
معشوقه به زر نرم شود، گر تو نداری
خاموش نشین، این همه تقریر چه باشد؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق اشاره میکند. او با توصیف چهره و زلف معشوق، به مقایسه زیبایی او با قمر و قیر میپردازد و نومیدی از درک معشوق را به زبان میآورد. شاعر همچنین از درد و رنج عشق و هجرانی که بر او رفته، سخن میگوید و میپرسد که چه تدبیری برای این درد ممکن است. او به احساس عمیق خود نسبت به عشق اشاره کرده و در نهایت به اینکه به جز غم از عشق، چیزی نمیتواند برایش باقی بگذارد، تأکید میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره دارد و میگوید که در برابر چهره زیبا و موهای افشان او، هیچ چیز دیگر ارزش ندارد. زیبایی او آنقدر خاص و خیرهکننده است که هیچ چیز دیگر مانند قمر، قیر، شکر و شیر نمیتواند با آن مقایسه شود.
هوش مصنوعی: در خواب، موهای تو را میبینم و هیچ چیزی به جز درد دل عاشقانه نمیتواند این را توجیه کند.
هوش مصنوعی: میگویند ما در حالتی آشفته و زنجیر شدهایم، اما ما آنقدر آشفته و در هم ریختهایم که زنجیر برای ما هیچ معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر صوفی نتواند به زیبایی و محبت پیامبر نگاه کند، پس بهتر است او را ترک کند؛ چون مانند پرندهای است که نمیداند انجیر چیست و ارزش آن را درک نمیکند.
هوش مصنوعی: تو گفتی: دل خود را با غمهای من از خود محافظت کن. بیا و شمشیری بیاور، اما سپر و تیر چه معنایی دارند؟
هوش مصنوعی: ما از دوری تو ناراحتیم و این واقعه برای ما خیلی تلخ و سخت است. برای این مشکل چه راه حلی وجود دارد؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو به خاطر گناهی که از ما سر زده، نمیتوانی به خواستهات برسی. من برای عشق تو جانم را میدهم، پس گناه من چیست؟
هوش مصنوعی: ای اوحدی، از دنیای درد و رنج عشق، آیا دل تو چیزی بیشتر از جگر سوختهای دارد؟
هوش مصنوعی: اگر معشوق با محبت و نرمی به تو نزدیک نشود، و تو هم چیزی برای گفتن نداری، پس چرا این همه صحبت میکنی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.