آن فروغ دیده و آن راحت دل میرود
رخت بردارید، همراهان، که محمل میرود
کاروان مشکل رود بیرون، کز آب چشم من
جمله را خر در خلاب و بار در گل میرود
ای که دیدی قتل من در پای آن سرو سهی
شحنه را ز این فتنه واقف کن که: قاتل میرود
مردمان گویند: هرچه از دیده رفت از دل برفت
نی، که بر جایست نقش یار و مشکل میرود
حق به دست ماست گر بر نیکوان عاشق شویم
و آنکه این را حق نمیداند به باطل میرود
منزل اندر جان ما دارد غم او بعد ازین
خرم آن جانی که با جانان به منزل میرود
در غمش دیوانه خواهد شد ز فردا زودتر
آنکه امروزش همی بینم که عاقل میرود
باز گردیدم که بنشینم به هجر او، ولی
هر کجا میآیم آن صورت مقابل میرود
آشکارا آب چشم اوحدی دیدی که رفت
این زمان بینش که پنهان خونش از دل میرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از فقدان یار و درد جدایی سخن میگوید و به همراهان خود میگوید که زمان رفتن فرا رسیده است. او به کاروانی اشاره میکند که چشمهایش پر از اشک است و غم جدایی را با خود دارد. همچنین به رفتار مردم اشاره میکند که فکر میکنند هرچه از دیدگان دور شود، از دل نیز میرود، در حالی که خاطرهی یار در دل او باقی مانده است. شاعر اذعان دارد که عشق حقیقی چیزی است که باید به آن ایمان داشت و اگر کسی این را درک نکند، به سمت باطل میرود. در نهایت، او به غم و دیوانگی خود در پی فقدان یار میپردازد و بیان میکند که در هر کجا که برود، تصویر یار همراه اوست.
هوش مصنوعی: آن نور چشم و آن آرامش دل از پیش ما میرود، همراهان، بار و بنه خود را آماده کنید، زیرا کاروان در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: کاروانی که از مشکلات عبور میکند، از دیدگانم میبارد. همه چیز در حال غرق شدن و در هم آمیختن است؛ بارها در گلی عظیم گرفتار است و خری در چالهای عمیق.
هوش مصنوعی: ای کسی که شاهد مرگ من در پای آن سرو بلند بودی، به آن شحنه خبر بده که: قاتل در حال فرار است.
هوش مصنوعی: مردم میگویند هر چیزی که از چشم برود، از دل هم میرود، اما این درست نیست؛ چرا که تصویر محبوب در دل باقی میماند و فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: حق در دستان ماست اگر نسبت به نیکان عشق ورزیم و کسی که این را درک نمیکند به سمت باطل خواهد رفت.
هوش مصنوعی: غم او در دل ما جا دارد، اما بعد از این، کسی که با محبوبش به منزل میرود، خوشحال و شاداب خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که امروز با عقل رفتار میکند، در آینده به خاطر غم و اندوهش دیوانه خواهد شد؛ زودتر از آنچه که فکر میکند.
هوش مصنوعی: من به جستجوی دیدن محبوبم برگشتم، اما هر جا که میروم، تصویر او از نظرم دور میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح اشکهای اوحدی را مشاهده میکنی، اما در این لحظه، به دور از دید، غم و درد او به آرامی از دلش خارج میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه بر ما روزگار تیره مشکل میرود
چون ترا دیدم درد عالم از دل میرود
کعبه معنی دری دارد ز محراب مجاز
هرکه این دریافت بیزحمت به منزل میرود
دیدن گلزار رویت میدهد دل را صفا
[...]
عمر سیرش کوته است ار جورت از دل میرود
چند گامی از ضرورت صید بسمل میرود
خواب غفلت بس که چشم کاروان عمر بست
بانگ باید بر جرسها زد که محمل میرود
کینهای ای کاش باعث میشدی بر قتل ما
[...]
از نظر یک دم که آن شکل و شمایل میرود
حاصل دریا و کان از دیده و دل میرود
در بیابانی که نعل شوق ما در آتش است
نقش پای ناقه پیشاپیش محمل میرود
کوچه باغ زلف اگر پایان ندارد گو مدار
[...]
او ز همراهان به محمل خفته غافل میرود
در پیش جان در پی جان دل پی دل میرود
جنس نازی گر به ما سودا کنی وقت است وقت
نقد فرصت میرود از کیسه عاقل میرود
ز آب چشم ماست کز دنبال محمل میرود؟
اینکه خلقی از قفایش پای در گل میرود
دل چو میرفت از قفای او وداع جان نکرد
ز آنکه میداند که جان هم از پی دل میرود
چون به بزمی بیندم اول مرا از صحبتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.