ای غم عشق تو یار غار ما
جز غمت خود کس نزیبد یار ما
کار ما با غم حوالت کردهای
نی، به اینها برنیاید کارما
در ازل جان دل به مهرت داد و این
تا ابد مهریست بر رخسار ما
ما همان اقرار اول میکنیم
گر دو گیتی میکنند انکار ما
ساقی، از رندان حریفی را بخوان
تا به می بفروشد این دستار ما
می بیار و خرقهٔ ما را بکن
تا ببیند مدعی زنار ما
علم نیک و بد چو جای دیگرست
این تفاوت چیست در پندار ما؟
زاهدان فردا چه گویندار خدای؟
سهل گیرد کار برخمار ما
تا رضای او نباشد، اوحدی
توبه بیکارست و استغفار ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم عشق و تعلق خاطر به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز و هیچ کس به اندازهٔ غم عشق او، برای او ارزشمند نیست. او به وفاداری و محبت خود به معشوق اشاره میکند و میگوید که این محبت از ازل در جانش نهاده شده و تا ابد ادامه خواهد داشت. شاعر از ساقی میخواهد که رفیق حریف خود را بخواند تا او نیز به مینوشی و در این حال، هویت واقعی خود را نمایان کند. در نهایت، شاعر با تأکید بر بیفایده بودن توبه بدون رضایت معشوق، به اهمیت عشق و ارتباط آن با ایمان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای غم عشق تو، دوست ما، هیچ کس جز غمت لایق دوستمان نیست.
هوش مصنوعی: ما با غم و اندوه خود را سرگرم کردهایم، اما این نشان میدهد که کار ما از دست این درد و رنج خارج است و به آن نمیچسبد.
هوش مصنوعی: در آغاز، جان دل را به عشق تو سپرد و این عشق تا همیشه بر چهره ما باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: ما در همان ابتدا از حقیقت خود سخن میگوییم، حتی اگر تمام دنیا به انکار ما بپردازند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، از میان رندان، یکی را دعوت کن تا این دستار ما را در نوشیدن شراب به کار گیرد.
هوش مصنوعی: شراب بیاور و لباس زهد ما را از تن درآور تا مدعی بتواند زنگ و نقش ما را ببیند.
هوش مصنوعی: علم و دانایی، چه نیک و چه بد، در جایی دیگر قرار دارد. این تفاوتی که در ذهن ما وجود دارد چیست؟
هوش مصنوعی: مردان دیندار در آینده چه خواهند گفت درباره خدا؟ این کار برای ما که در حال شادی و خوشگذرانی هستیم، آسان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خداوند راضی نباشد، توبه و استغفار ما بیفایده و بیثمر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ختم این سرّ کن تو ای عطّار ما
تا شوی در ملک معنی یار ما
چون دو دل شد موسی اندر کار ما
گاه خصم ماست و گاهی یار ما
ای چراغ چشم توفان بار ما
بیش ازین غافل مباش از کار ما
هر زمانی در به روی ما مبند
گر چه کوته دیدهای دیوار ما
شکر آن که خواب میگیرد به شب
[...]
گر به جستن یافت گشتی یار ما
غیر جویایی نبودی کار ما
گر شدی دیدار او دیدن به خواب
خواب جستی دیده بیدار ما
گر به داغش سینه زخمی یافتی
[...]
از کرم بنواخت ما را یار ما
لاجرم بالا گرفته کار ما
جان فروشانیم در بازار عشق
تن چه باشد در سر بازار ما
آب چشم ما به هر سو می رود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.