دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید
دودم به دل برآمد و آتش به جان رسید
بر تن شنیدهای چه رسید از فراق جان؟
از درد دوری تو دلم را همان رسید
هرگز جفا نبرده و دوری ندیدهام
بر من جفا و جور تو نامهربان رسید
انصاف من بده: که کجا گویم این سخن؟
کز یار برگزیده به یاران زیان رسید
دوشم رقیب بر سر کوی تو دید و گفت:
باز این ستم رسیدهٔ فریادخوان رسید
ما را مگر به پیش تولطف تو آورد
ورنه به سعی ما به کجا میتوان رسید؟
حال من و تو فاش چنان شد، که سالها
زین دوستی بهر طرفی داستان رسید
یک روز بشنوی که: تن اوحدی ز غم
خاک در تو گشت و بدان آستان رسید
من بلبلم ز درد بنالم، علیالخصوص
فصلی که گل شکفته شد و ارغوان رسید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و فراق یار و عذابی که در اثر دوری او تحمل میکند، سخن میگوید. او با ناله و فریاد به آسمان، آتش اشتیاقش را به تصویر میکشد و از غم دوری محبوبش تعبیر به سکوت و ناامیدی میکند. شاعر به جفای یار و بیمهری او اشاره میکند و از انصاف میخواهد که غم و رنجش را درک کند. او همچنین به وضعیت خود و یار پرداخته و از پیوند دوستی که حالا به داستانی تلخ بدل شده، یاد میکند. در نهایت، اوحدی با تصوری از جان باخته در غم یار، حال خود را در تشبیه به بلبلی در فصل شکوفایی گلها توصیف میکند.
هوش مصنوعی: دیروز صدای فغان و نالهام به آسمانها رسید و دو بار احساس دلم به وجودم آمد و آتش به جانم افتاد.
هوش مصنوعی: بر جسم کسی چه آمده است از جدایی روح؟ دل من از غم دوری تو به همین حال افتاده است.
هوش مصنوعی: هرگز از تو بدی ندیدم و دوری نکشیدم، اما حالا از ناحیه تو، ای بیرحم، به من ظلم و بیمهری رسیده است.
هوش مصنوعی: لطفاً عدالت و انصاف را رعایت کن و بگو کجا میتوانم این موضوع را مطرح کنم؟ زیرا از دوستی که برگزیدهام، به دیگر دوستان ضربهای وارد شده است.
هوش مصنوعی: شبی رقیب را در کوی تو دیدم که گفت: دوباره این ظلم به فریاد رسیده است.
هوش مصنوعی: تنها با لطف تو ما به جایی میرسیم، وگرنه تلاش های ما به کجا خواهد انجامید؟
هوش مصنوعی: حال من و تو به قدری آشکار شده است که سالهاست داستان دوستی ما به هر سمتی رسیده و شناخته شده است.
هوش مصنوعی: روزی خواهی شنید که جسم اوحدی به خاطر غم به خاک سپرده شد و به درگاه الهی رسید.
هوش مصنوعی: من مانند بلبل از درد و غمهایم شکایت میکنم، به ویژه در فصلی که گلها میروید و ارغوان به bloom میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صدر جهان بحضرت شاه جهان رسید
با کام دل بر ملک کامران رسید
گشت از حضور صدر جهان شاه شادمان
چون صدر نزد شاه جهان شادمان رسید
حضرت جنان مثال و بتدریس علم صدر
[...]
طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید
نطقم به تحفه دادن کون و مکان رسید
هم وهم من به مقصد خرد و بزرگ تاخت
هم گام من به معبد پیر و جوان رسید
این دود عود شکر که جانست مجمرش
[...]
این خرّمی نگرکه مرا ناگهان رسید
وین مملکت نگرکه بمن رایگان رسید
بختم بخواب نیز نیارست دید هم
کاری چنین شگرف که او را عیان رسید
عمری بمانده بنده درین آزو آرزو
[...]
ایدل بیار مژده که شاه جهان رسید
فرمانده ملوک زمین و زمان رسید
شاه جهان طغایتمور خان که ملک را
چون او رسید با تن آزرده جان رسید
چون عز پایبوس شهنشاه یافت تخت
[...]
دل سوخت در فراق تو، نوبت به جان رسید
مردم ز هجر، کی به وصالت توان رسید
بر عندلیب آنچه ز باد خزان رسد
روز جدائی از دم سردم همان رسید
زد غمزهٔ تو بر من از آن میکنم فغان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.