مگذر ای ساربان، ز منزل یار
تا دمی در غمش بگریم زار
از برای کدام روزم بود؟
اشک خونین و دیدهٔ خونبار
گر قیامت کنیم، شاید از آنک
با قیامت فتادمان دیدار
پار با دوست بودهایم این جا
آه ازین پیشِ دوست بودنِ پار!
ساقی، ار جام بادهای داری
به چنین فرصتی بیا و بیار
مطرب، ار مانعی و عذری نیست
نفسی وقت عاشقان خوش دار
غزلی ز اوحدی گرت یادست
بر منش خوان به یاد آن دلدار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از ساربان میخواهد که از کنار منزل یار نگذرد تا او بتواند لحظهای در اندوه محبوبش بگرید. او به یاد روزهای گذشته میافتد که با یار بود و اکنون غم از دست دادن او را تحمل میکند. شاعر به شدت احساس میکند که تنها راه فرار از این درد، مرور یادها و لحظات شیرین گذشته است و از ساقی درخواست میکند که جام بادهای بیاورد تا بتواند اندکی از غم خود بکاهد. در این حال، او به مطرب نیز میگوید که باید زمان عاشقان را خوش کند و نواهایی را اجرا کند که یاد محبوب را زنده نگه دارد.
هوش مصنوعی: ای ساربان، لطفاً از کنار خانه یار عبور نکن، تا بتوانم کمی در اندوه او اشک بریزم.
هوش مصنوعی: این روز خاص برای چه بود که اشکها به صورت خونین و چشمها پر از اشک شدهاند؟
هوش مصنوعی: اگر روز قیامت برپا شود، ممکن است به این دلیل که در آن لحظه دوباره یکدیگر را ببینیم.
هوش مصنوعی: ما در اینجا با دوست خود بودهایم، اما افسوس که قبلاً هم با او دوستی کردهایم!
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر در این لحظه بادهای داری، بیا و آن را به من بده.
هوش مصنوعی: ای ساززن، اگر مانعی نیست و دلیلی برای جلوگیری وجود ندارد، پس لحظهای را برای عاشقان خوش بگذران.
هوش مصنوعی: اگر غزلی از اوحدی به خاطرت مانده، آن را بخوان و به یاد آن محبوب دلنشین بیفتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
[...]
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
ای دل نا شکیب مژده بیار
کامد آن شمسه بتان تتار
آمد آن سرو جلوه کرده به ناز
آمد آن گلبن خمیده ز بار
آمد آن بلبل چمیده به باغ
[...]
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.