تو از دست که میخوردی؟ که خشم آلودهای دیگر
مگر با دشمنان ما قدح پیمودهای دیگر؟
ز شادیها چه بنشستی؟ به عزتها چه برجستی؟
اگر دشمن ندانستی که بی ما بودهای دیگر
میان دربسته بودی تو که با اغیار بنشینی
میان خویش و اشک ما چرا بگشودهای دیگر؟
دلم را سودهای صدبار و چون از عاشقان خود
کم از من کس نمیبینی، چرا فرسودهای دیگر؟
مرا چون زان لب شیرین ندادی هیچ حلوایی
نمیدانم که خونم را چرا پیمودهای دیگر؟
مقابل در حضور خود جفا زین پیش میگفتی
شنیدم زان که: در غیبت کرم فرمودهای دیگر
دلم را مینماید رخ که: قصد خون من داری
پس از ماهی که روی خود به من بنمودهای دیگر
مرا آسوده پنداری که هستم در فراق تو
زهی! از جست و جوی من، که چون آسودهای دیگر!
دلت بر اوحدی هرگز نمیسوزد به دلداری
فغان و نالهای او مگر نشنودهای دیگر؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با بیانی پر از درد و غم به توصیف فاصله و جدایی از محبوب میپردازد. او احساس میکند که محبوب به دشمنانش نزدیک شده و از محبتش نسبت به او کاسته است. او از بیوفایی و جفاهای محبوب شکایت میکند و به یاد میآورد که چطور قلبش را جریحهدار کرده است. شاعر در عذاب فراق به سر میبرد و از محبوب میخواد که به او توجه کند و از بیتوجهیاش بپرهیزد. در نهایت، او به این نکته تأکید میکند که دلی برای او وجود ندارد و غم او برای محبوب بیاهمیت است.
هوش مصنوعی: تو از چه کسی آسیب دیدی؟ آیا ناخواسته بر دوستان ما خشم و ستم دیگری را روا داشتی که به دشمنان ما دشنام دادهای؟
هوش مصنوعی: از شادیها چه نشستی و از افتخارات چه بر آمدی؟ اگر دشمن نفهمیده باشد که بدون ما نبودهای، دیگر چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: تو که در میان درهای بسته بودی و با دیگران نمینشستی، چرا اکنون بین خودت و اشکهای ما این در را باز کردهای؟
هوش مصنوعی: دل من بارها در آتش عشق سوخته است و اگر به تعداد عاشقان خود بگریم، هیچ کس مانند من نیست که این درد را بچشد. پس چرا دوباره دلت را میسوزانی؟
هوش مصنوعی: تو که از آن لب شیرین هیچ چیزی به من ندادی، نمیدانم چرا خونم را دیگر پیمودهای؟
هوش مصنوعی: در اینجا فردی به یادآوری خاطرهای میپردازد که در گذشته زمانی که در حضور دوستان یا عزیزانش بوده، به او بیاحترامی کردهاند. او میگوید که از این بیاحترامی خبر داشته و وقتی عزیزش غایب بوده، این رفتار بد را انجام میدهند. در واقع، این شعر به رفتار دوگانه افراد اشاره دارد؛ زمانی که کسی حاضر است، ممکن است بر اساس ادب و احترام رفتار کند، اما در غیاب او، جفا و ناپسندی را از خود بروز دهد.
هوش مصنوعی: دل من به من میگوید که چهرهات نشان میدهد قصد آزارم را داری، بعد از آنکه چهرهات را به من نشان دادهای.
هوش مصنوعی: تو مرا در جداییام آسوده میپنداری، حال آنکه من در جستجوی تو هستم. ای خوشخبر، چگونه میتوانی آسوده باشی در حالی که دیگر من در دل تنگی و نگرانیام؟
هوش مصنوعی: دل تو هرگز به خاطر اوحدی نخواهد سوخت و تحت تأثیر گریهها و نالههایش قرار نخواهد گرفت، مگر اینکه داستان دیگری را شنیده باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.