من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز
به تمنای تو افتادهام، ای شمع طراز
آمدم تا به در خانه سلامت گویم
به ملامت ز سر کوچه کجا گردم باز؟
گر چه در شهر ترا هم نفسان بسیارند
نفسی نیز به احوال غریبان پرداز
آز بسیار به دیدار تو دارد دل ما
تا بر ما ننشینی ننشیند آن آز
نازنینا، رخ خوبت به دعا خواستهام
مینمای آن رخ آراسته و میکن ناز
سر مپیچان، که به رخسار تو داریم امید
رخ مپوشان، که به دیدار تو داریم نیاز
در نماز همه گر زانکه حضوری شرطست
بیحضور تو نشاید که گزارند نماز
مشکل اینست که: هر موی تو در دست دلیست
ورنه چون موی تو این کار نمیگشت دراز
راز شبهات بکس چون بتوان گفت؟ که ما
روزها شد که بخود نیز نگفتیم این راز
من خود از دام تو دل را برهانم روزی
گر تو در دام من افتی نرهانندت باز
مردمان گر چه درین شهر فراوان داری
اوحدی را به خداوندی خود هم بنواز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غربت و خاری خود صحبت میکند و تقاضای وصل به معشوقش را دارد. او به در خانه معشوق آمده تا از حال خود بگوید و به او ابراز نیاز کند. دلش به دیدار محبوبی که در شهرش فراوان هستند، میتپد و از زیباییهای او سخن میگوید. شاعر میخواهد که محبوبش به او توجه کند و ناز کند تا آرزوی دیدارش برآورده شود. او به این نکته اشاره میکند که در عبادت نیز حضور محبوب لازم است و از راز دلش که خود نیز از آن بیخبر است، صحبت میکند. در نهایت، اوحدی از خدا میخواهد که محبوبش را هم به یاد او بیندازد.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو و به خاطر این دوری و سختی که متحمل شدهام، در انتظار دیدار تو هستم، ای روشنیبخش زندگیام.
هوش مصنوعی: به خانهات آمدم تا از تو سلام کنم، اما حالا از سرکوچه میپرسم که چطور برگردم.
هوش مصنوعی: هرچند در شهر تو افراد همنفسی زیادی هستند، اما همچنان باید به حال و روز کسانی که غریب و دور هستند، توجه داشته باشی.
هوش مصنوعی: دل ما در انتظار دیدار تو بسیار مشتاق است، اما تا زمانی که تو بر ما نهمی، این اشتیاق نیز آرام نمیگیرد.
هوش مصنوعی: عزیزم، من از درگاه دعا خواستهام که چهره زیبا و آراستهات را ببینم و تو نیز با ناز و عشوهات به من نظر افکن.
هوش مصنوعی: سر خود را بر نگردان، زیرا ما به چهره تو امیدواریم. رخسارت را نیز پنهان نکن، چون به دیدارت نیاز و انتظار داریم.
هوش مصنوعی: نماز در واقع نیاز به حضور قلب و توجه دارد و اگر کسی در این حال نباشد، نمیتواند به معنای واقعی نماز بخواند. اگر حضور الهی و دلباختگی به خداوند در نماز نباشد، گزاردن آن معنا ندارد.
هوش مصنوعی: مشکل این است که هر یک از موهای تو به دلهایی وابسته است وگرنه این موها چنین طولانی نمیشدند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان رازی را که در دل شبهات نهفته است بیان کرد؟ ما روزهاست که حتی به خودمان هم این راز را نگفتهایم.
هوش مصنوعی: من روزی از چنگال تو خودم را نجات میدهم، اما اگر تو در چنگال من بیفتی، کسی نمیتواند تو را نجات دهد.
هوش مصنوعی: باوجود اینکه در این شهر مردم زیادی وجود دارند، اما ای اوحدی، به خداوندی خود، همچنان به من محبت کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
بطرب داشت مرا تا بگه بانگ نماز
من و او هر دو بحجره در و می مونس ما
باز کرده در شادی و در حجره فراز
گه بصحبت بر من با بر او بستی عهد
[...]
ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
روز ناز تو گذشتهاست بدو نیز مناز
ناز دنیا گذرندهست تو را گر به هُشی
سزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز
گر بدان ناز تو را باز نیاز است امروز
[...]
نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
می خوشبوی فزار آور و بربط بنواز
ای بلنداختر نامآور، تا چند به کاخ
سوی باغ آی که آمد گه نوروز فراز
بوستان عود همیسوزد، تیمار بسوز
[...]
از غم هجر طراز همه خوبان طراز
زرد و باریکم و لرزانم چون تار طراز
به امید خبر یار و به طمع نظرش
به شبان سیه دیر و به روزان دراز
اگرم گوش بخارد نبرم دست به گوش
[...]
کرهای را که کسی نرم نکردهست، متاز
به جوانی و به زور و هنر خویش مناز
نه همه کار تو دانی، نه همه زور تراست
لنج پر باد مکن بیش و کتف بر مفراز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.