دلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکش
کنون که قبله گرفتی سر از نماز مکش
بر آستانهٔ معشوق اگر دهندت بار
طواف خانه کن و زحمت حجاز مکش
ز ناز کردن او ناله چیست؟ شرمت باد
ترا که گفت: کزو کام جوی و ناز مکش؟
نسیم باد، بده بوی آن نگار و دگر
مرا در آتش اندوه در گداز مکش
ز من به حلقهٔ آن قبلهٔ طراز بگوی
که: بیش بر رخم از خون دل تراز مکش
چو بوسه نمیدهی رخ به عاشقان منمای
چو دانه نیست درین عرصه دام باز مکش
ازین سپس که ببینم بخواهمش گفتن
که: پرده بر رخت، ای یار دلنواز مکش
کشیدم آن سر زلف دراز را روزی
به طیره گفت که: اوحدی، دراز مکش
گرت خزینهٔ محمود نیست درست طمع
دلیر در شکن طرهٔ ایاز مکش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود خطاب میکند و از او میخواهد که در عشق و محبت جانب احتیاط را رعایت کند. او تأکید میکند که با دور شدن از کوی معشوق، گویی نماز و طواف را ترک کرده است و به ناز او اعتراض میکند. از معشوق میخواهد که به رغم جذابیتهایش، به عاشقانی که در انتظار او هستند، بیتوجهی نکند و ناز ورزد. در نهایت، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا اشاره میکند که دل عاشقان از دوری و بیمحلی معشوق آزرده است و او را به تعامل و محبت بیشتر دعوت میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر پا را از راه دوست نکش، چون اکنون به هنگام نماز سر از قبله برمیداری.
هوش مصنوعی: اگر در درگاه محبوب قرار بگیری، تنها به دور آن بگرد و خودت را به زحمت نینداز.
هوش مصنوعی: از ناز و فریب او چرا ناله میکنی؟ شرم بر تو باد که او به تو گفت: از او خواستهای و ناز و افسونش را رها کن.
هوش مصنوعی: نسیم باد، بوی آن معشوق را بیاور و دیگر مرا در آتش غم و اندوهی که دارم نگذار بسوزم.
هوش مصنوعی: به کسی که در حلقهٔ آن معشوق قرار دارد بگو که: بیشتر از آنچه که بر صورت من از غم و غصه نقش و رد خون دل هست، نکش.
هوش مصنوعی: اگر لب به بوسه نمیزنی، رخسارت را به عاشقان نشان نده، زیرا اگر دانهای در این دشت نیست، دام را باز نکن.
هوش مصنوعی: پس از این که او را ببینم و بخواهمش، نگو که: ای یار دلنواز، پرده را از روی چهرهات بردار.
هوش مصنوعی: روزی سر توده مویی را که بلند و پریشان بود، به زلف کسی نشان دادم و او در جواب گفت: اوحدی، این موها را بیش از حد دراز نکن.
هوش مصنوعی: اگر خزانهٔ محمود را نداری، دلیرانه به دنبال زیباییهای ایاز نرو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
بخنده گفت کهه کوته کن و دراز مکش
سرم فدای تو باد ای طبیب بهر خدا
قدم ز پرسش بیمار خویش بازمکش
بدامن تو غبارم نمیرسد ای گل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.