تا کی به در تو سوکوار آیم؟
در کوی تو مستمند و زار آیم؟
گر کار مرا تو غم رسی روزی
غم نیست، که عاقبت به کار آیم
وقتی که ز کشتگان خود پرسی
اول منم آنکه در شمار آیم
چون دست برآوری به خون ریزی
هم من باشم که: پایدار آیم
روزی اگرم تو یار خود خوانی
دانم به یقین که: بختیار آیم
هم پیش تو بگذرم به دزدیده
گر نتوانم که آشکار آیم
مگذار مرا چو اوحدی تنها
زنهار! که من به زینهار آیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و آرزوی وصال معشوق سخن میگوید و خود را در حال سوختن و با دلتنگی وصف میکند. او از معشوق میخواهد که در روزی به مشکلش رسیدگی کند و از او غمگساری کند. شاعر به دنبال پاسخگویی به پرسشها و دردهایش است و تأکید میکند که در زمرهی عاشقان و زخمخوردگان خواهد بود. در نهایت، از معشوق میخواهد که او را تنها نگذارد و به دستان محبتش اجازهی ورود بدهد.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید برای دیدن تو به در خانهات بیایم؟ مدام در کوی تو بهدنبال کمک و در وضعیت ناگواری باشم؟
هوش مصنوعی: اگر تو در کارهایم کمک کنی و غم را از من دور کنی، دیگر روزی برای من غم نخواهد بود، چون در نهایت به نتیجهی خوبی خواهم رسید.
هوش مصنوعی: وقتی از کسانی که کشته شدهاند میپرسی، اولین کسی که به یاد میآید من هستم.
هوش مصنوعی: وقتی تو دستی به خون میزنی، من هم در کنارت هستم و ثابت و پابرجا میمانم.
هوش مصنوعی: بگذار هر زمانی که تو مرا دوست بخوانی، مطمئنم که خوشبختی نصیب من خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به طور مستقیم حضور پیدا کنم، با ناپیدایی از کنار تو عبور میکنم.
هوش مصنوعی: مرا به حال خود رها نکن، ای کاش که بگذاری در کنارم بمانی! چون من به کمک تو نیاز دارم و به تنهایی نمیتوانم کنار بیایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.