بنامیزد! چه رویست این؟ که حیرانند ازو حوران
چنین شیرین نباشد در سپاه خسرو توران
دلم نزدیک آن آمد که: از درد تو خون گردد
ولی پوشیده میدارم نشان دردش از دوران
بخندی چون مرا بینی که: خون میگریم از عشقت
ز مثل این خرابیها چه غم دارند معموران؟
چو شاخ گل ز رعنایی به هر دستی همی گردی
دریغ آمد مرا شمعی چنین در دست بینوران
تو چندین شکر از تنگ دهان خود فرو ریزی
ندانستی که: از گرمی بجوش آیند محروران؟
طبیب خفتهٔ ما را همی باید خبر کردن
که: امشب ساعتی بر هم نیامد چشم رنجوران
ز نوش حقهٔ لعل تو چون شهدی طلب داردم
رقیبانت همی جوشند گرد من چو زنبوران
نظر بر منظر خوب تو تا کردم، دل خود را
تهی میدارم از سودای دلبندان و منظوران
مدار از اوحدی امید دینداری و مستوری
که عشقت پرده بر خواهد گرفت از کار مستوران



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احوال درونی خود و عشقش میپردازد و از درد و آتش عاشقی سخن میگوید. او به زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که حتی در میان حوران بهشتی، زیبایی او منحصر به فرد است. با وجود آنکه عشق او بسیار رنجآور است، اما شاعر تلاش میکند تا دردهایش را پنهان کند. او از معشوقش میخواهد که لبخند بزند، حتی اگر اشکهایش بر اثر عشق بریزد. در این میان، شاعر به احساسات دیگران نسبت به عشقش نیز نگاهی میاندازد و از اشتیاق خود برای وصال معشوق میگوید. در نهایت، او به امید مستوری و دینداری که عشقش به او میبخشد، تأکید میکند.
هوش مصنوعی: این چه زیبایی است که حوران بهشت از آن حیرتزدهاند؟ چنین زیبایی در سپاه خسرو توران یافت نمیشود.
هوش مصنوعی: دلم به جایی رسیده که از درد تو به اشک میافتد، اما سعی میکنم نشان درد را از دوران پنهان نگهدارم.
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبینم و لبخند میزنی، در حالی که من از عشق تو اشک میریزم، باید بدانید که ساکنان این خرابهها هیچ غمی از این وضعیت ندارند.
هوش مصنوعی: تو همچون شاخ گل با زیبایی خود در میان هر دستی میچرخید، و من را حسرت میدهد که چرا شمعی اینچنین زیبا در دست افرادی بینور و بیفروغ قرار دارد.
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که وقتی از دهانت چندین شکر میریزی، دلهای داغدیده و دردمند چگونه از این شیرینی به جوش میآیند و ناراحتیهایشان بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: شایسته است که پزشک خوابیدهٔ ما را از حال خود مطلع کنیم، زیرا امشب به مدت یک ساعت هم چشمهای بیماران آرام نگرفت.
هوش مصنوعی: من از طعم شیرین لعل تو به اندازهای خوشحالم که رقیبان تو دور من مانند زنبورها دور شهد میچرخند و در هیجان هستند.
هوش مصنوعی: وقتی به زیبایی تو مینگرم، دیگر دل خود را از عشق و آرزوهای دیگران خالی میکنم.
هوش مصنوعی: به امید اینکه اوحدی بتواند در دینداری و پنهانکاری موفق باشد، عشق تو همچون پردهای عمل خواهد کرد که رازهای پنهان را نمایان میسازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنان گردن کشی گردون برون نارد بصد دوران
نه از روم و نه از تازی نه از ایران نه از توران
بیا ای شهره در عشقت به شهر حسن مشهوران
که هم منظور شاهان بینمت هم شاه منظوران
خمارآلودم از چشمت لب خالی ز خط بنما
که باشد باده صافی علاج رنج مخموران
چه استغناست این یارب که نی پروای نزدیکان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.