ترا رسد گره مشک بر قمر بستن
به گاه شیوهگری لعل بر شکر بستن
کمر به کشتن ما گر ببستهای سهلست
بیا، که حلقه بکوبیم ازین کمر بستن
مرا که روی تو باید چه کار باد گری؟
چو پای درد کند شرط نیست سر بستن
دگر به پند من، ای مدعی، زبان مگشای
که لب نخواهم ازین ماجرا دگر بستن
ز من مدار صبوری طمع، که نتوانم
ز بهر سنگدلی سنگ بر جگر بستن
به چند وجه بکردم نصیحت دل خویش
میسرم نشد از روی او نظر بستن
گر اوحدی در خلوت به روی غیر ببست
به روی دوست مروت نبود دربستن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عاشقیش و درد دلش میپردازد. او به وصف زیبایی معشوق و رنجهایی که از دوری و سنگدلی او میبرد، میپردازد. همچنین در بین ابیات، از شرایط و مشکلاتی که برایش به وجود آمده، میگوید و تأکید میکند که دیگر نمیتواند صبر کند و از عشق و وفاداری صحبت میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که وفاداری او به معشوق باید در خلوت و با مروت باقی بماند و نباید به غیر از او نظر ببندد.
هوش مصنوعی: تو میتوانی گرهای از مشک را به قمر ببندی، همچنان که لعل را به شکر میدوزند.
هوش مصنوعی: اگر تو برای کشتن ما آماده شدهای، کار سختی نیست، بیا که ما میتوانیم از این تهدید برگردیم و به آن پاسخ دهیم.
هوش مصنوعی: برای من که باید به خاطر چهره تو چه زجری بکشم؟ وقتی که درد پا میآید، نیاز نیست که به سر درد فکر کنم.
هوش مصنوعی: بهتر است به حرف من گوش کنی، ای مدعی، دیگر زبانت را باز نکن زیرا من دیگر نمیخواهم درباره این موضوع صحبت کنم.
هوش مصنوعی: از من انتظار نداشته باش صبر و تحمل داشته باشم، چون نمیتوانم به خاطر دل سنگی تو درد و رنج را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: به چندین روش تلاش کردم که به دل خود نصیحت کنم، اما نتوانستم به او توجهی داشته باشم.
هوش مصنوعی: اگر اوحدی در تنهایی به روی دیگران بستن، به روی دوستان خود هم مروت و جوانمردی در بستن نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.