شبت میبینم اندر خواب و میگویم: وصالست این
به بیداری تو خود هرگز نمیپرسی: چه حالست این؟
دهان یا نوش، قد یا سرو، تن یا سیم خامست آن؟
جبین یا زهره، رخ یا ماه، ابرو یا هلالست این؟
به جرم آنکه مرغ دل هوادار تو شد روزی
شکستی بال او، آنگه نمیگویی: وبالست این
ز هجران شب زلف تو بنشینم به روز غم
معاذالله! چه روز غم؟ خطا گفتم، محالست این
مرا گویند: مجموعی ز عشق آن صنم یا نه؟
ز همچون من پریشانی چه جای این سؤالست این؟
برای عشق تو گر من ببازم مال و جاه خود
مکن عیبی که: پیش من به از صد جاه و مالست این
حرامست اوحدی را جز درین معنی سخن گفتن
که هر کو بشنود گوید: مگر سحر حلالست این؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شبهایی سخن میگوید که در خواب به یاد معشوق میافتد و احساس وصال میکند، اما در بیداری از حال خود بیخبر است. او توصیف میکند که تمام زیباییهای معشوق، نظیر چهره و بدنش، را در خواب میبیند و در واقعیت به غم ناکامی در عشق دچار است. با بیان اینکه عشق به معشوقش او را به پرواز درآورده اما بالهایش شکسته است، ابراز میکند که دردی از هجران تحمل میکند. شاعر تأکید میکند که عشقش ارزش از دست دادن مال و مقام را دارد و در آخر میگوید که جز در این موضوع نمیخواهد سخن بگوید، زیرا عشقش برایش مهمتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: در خواب تو را میبینم و فکر میکنم که به وصال رسیدهایم، اما تو هیچگاه در بیداری نمیپرسی که حال و روزمان چگونه است.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به توصیف زیباییهای مختلف میپردازد و از ویژگیهای ظاهری انسانها مانند دهان، قد، تن، جبین، زهره و ابرو سخن میگوید. او به این نکته اشاره دارد که هر یک از این زیباییها ممکن است مشابهتهایی با چیزهای زیبا در طبیعت داشته باشند، مانند نوشیدنی شیرین (دهان)، سرو (قد)، سیم (تن)، یا هلال (ابرو). شاعر در تلاش است تا به طور شاعرانه و هنرمندانه، زیبایی را در اشکال و جلوههای مختلفش به تصویر بکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دل من عاشق تو شده و برای تو پرواز کرد، روزی بال و پر او را شکستی. حالا نمیگویی که این کار عواقب بدی دارد؟
هوش مصنوعی: از دوری شبهای زیبای تو، نمیتوانم در روزهای غمگین بمانم. خدا نکند! چه روزی از غم؟ اشتباه گفتم، این هرگز ممکن نیست.
هوش مصنوعی: مرا میپرسند که آیا عشق به آن معشوق یک مجموعه و یک هنجار خاص دارد یا نه؟ اما از کسی چون من که در بحبوحهی پریشانی و آشفتگی است، پرسیدن چنین سوالی چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: اگر من برای عشق تو ثروت و مقامم را از دست بدهم، ایرادی نمیگیرد، زیرا برای من عشق تو از صدها ثروت و مقام با ارزشتر است.
هوش مصنوعی: سخن گفتن درباره اوحدی فقط در این مورد مجاز است که هر کسی که بشنود بگوید: آیا سحر واقعاً حلال است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این
ز آتش آب می جویی، تمنای محالست این
کسان گویند: هر جوینده ای یابنده می باشد
ترا می جویم و هرگز نمی یابم، چه حالست این؟
قدت را نی الف می خوانم و نی سرو می گویم
[...]
شب هجران سرآمد آمدی روز وصالست این
من و وصل تو میبینم بخوابت یا خیالست این
چو نبود بر درخت آرزوی کهنه و نو را
چه حاصل گر کهن نخلست آن ور نونهالست این
گذشتم از می صافی ز خون پیمانه پر کردم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.