ای ترک، دل ما را خوشدار به جان تو
مگذار تن مارا لاغر چو میان تو
چون سرو روان داری قدی به خرامیدن
و آن روی چو گل خندان بر سرو روان تو
ابرو چون کمان سازی، تا تیر غم اندازی
گر زخم خورم، باری، از تیر و کمان تو
هر چند فراخ آمد صحرای جهان بر من
هر لحظه به تنگ آیم زان تنگ دهان تو
دل خواستهای از من، نتوان به تو دل دادن
زیرا که: چو بگریزی کس نیست ضمان تو
مانند رکابت رو بر پای تو میمالم
باشد که به دست افتد یک روز عنان تو
لاف از سخن شیرین دیگر نزنم پیشت
کین لفظ نمیزیبد الا ز زبان تو
آشفته شوم هر دم بر صورت زیبایی
باشد که نشان یابم روزی ز نشان تو
اکنون که به شیدایی چون اوحدی از غفلت
در دام تو افتادم، جان من و جان تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوقی با زیبایی وصفناپذیر مینگرد و از او میخواهد که دل او را نگه دارد. او با اشاره به زیباییهای جسمانی و روحانی معشوق، از احساسات عمیق و دشواریهای عشق سخن میگوید. شاعر به تعبیر احساساتش از زخمهای عشق و تنگناهایی که از دوری معشوق براش ایجاد میشود اشاره میکند. در نهایت، او ابراز میکند که مانند گنجشکی به دام عشق معشوق افتاده و از غفلت رهایی یافته است.
هوش مصنوعی: ای ترک، دل ما را شاد کن و نگذار که جان ما فدای تو شود، زیرا تن ما را همچون مار لاغر نکن.
هوش مصنوعی: تو مانند سروی هستی که با وقار و زیبایی راه میروی و چهرهات مانند گلی خندان است که زیباییات را دو چندان میکند.
هوش مصنوعی: چشمهایت مانند کمانی هستند که میتوانند تیر غم را به سمت من پرتاب کنند. حتی اگر از این تیر بخورم، باز هم از کمان توست که این تیر را دریافت میکنم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دنیای بزرگ و وسیع به نظر میرسد، اما هر لحظه به خاطر گفتار و رفتار تو، احساس تنگی و محدودیت میکنم.
هوش مصنوعی: دلخواستهای از من، ولی نمیتوانم به تو اعتماد کنم، چون اگر بگریزی و دور شوی، کسی نیست که از تو حمایت کند.
هوش مصنوعی: من مانند زین بر پاهایت میافرازم، شاید روزی بتوانم ریسمان کنترل تو را به دست گیرم.
هوش مصنوعی: دیگر از سخن شیرینی که شایسته تو باشد، سخن نمیگویم؛ زیرا این کلام تنها بر زبان تو زیبنده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه دلم آشفتگی میگیرد، وقتی که زیبایی بر چهرهام نمایان میشود و من آرزو میکنم روزی از نشانههای تو خبری داشته باشم.
هوش مصنوعی: اکنون که به حالت شیدایی رسیدهام و مانند اوحدی از بیخبری در دام عشق تو گرفتار شدهام، جان من و جان تو در هم تنیده شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.