دل من خستهٔ یاریست بیتو
تنم در قید بیماریست بیتو
مرا گوییکه: بیمن جان همی ده
کرا خود غیر ازین کاریست بیتو؟
ترا در سر دلازاریست بیمن
مرا با خود دلازاریست بیتو
تو فخری میکنی بر من، چه حاجت؟
مرا از خویش خود عاریست بیتو
دلی را شاد پنداری تو، زنهار!
مپندار این که پنداریست بیتو
فضای هفت کشور بر دو چشمم
ز غم چون چاره دیواریست بیتو
هر آن گل کز گلستانی بر آید
به چشم اوحدی خاریست بیتو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و بیماری ناشی از دوری یار سخن میگوید و بیان میکند که بیحضور معشوق، دلش خسته و تنش گرفتار نیستی است. او از احساس ناتوانی و دلافتادگی خود میگوید و تأکید میکند که هر شادی بدون یار meaningless است. شاعر در نهایت بیان میکند که حتی زیباییهای عالم برایش مانند خار است و احساس میکند که غم دوری، همچون دیواری در فضای دیدش شکل گرفته است. این حس و حال غمانگیز نشاندهندهٔ وابستگی عاطفی عمیق او به محبوبش است.
هوش مصنوعی: دل من به شدت دلزده و خسته است و بدون تو، بدنم در گرفتاری و بیماری قرار دارد.
هوش مصنوعی: به من بگو که بدون تو جانم را به کسی نمیدهم، آیا غیر از این کاری هست که بدون تو انجام دهم؟
هوش مصنوعی: در ذهن من همیشه یاد تو هست و بدون تو، زندگی برای من سخت و دشوار است.
هوش مصنوعی: تو به خود میبالید و بر من افتخار میکنی، اما چه نیازی به این کار است؟ من بدون تو خودم را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: اگر دل کسی را شاد میبینی، مواظب باش! فکر نکن که این شادی واقعی است و بدون تو به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: فضای هفت کشور بر دو چشمانم بهخاطر غم و اندوهی که دارم، مانند دیواری است که نبود تو را به شدت احساس میکنم.
هوش مصنوعی: هر گلی که از باغی به وجود بیاید، به نظر اوحدی (شاعر) بیمعنا و خاری است، اگر تو در کنار او نباشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.