گرچه صد بارم برانند از برت
بر نمیدارم سر از خاک درت
تا ابد منظور جانی، زانکه دل
در ازل کرد این نظر بر منظرت
زاهد از سرّ تو ز آن رو غافلست
کو نمیبیند به محراب اندرت
هر صباحی تازه گردد جان ما
از نسیم طرّهٔ جان پرورت
همچو جان وصل تو ما را در خورست
گر چه جان ما نباشد در خورت
هر چه بود اندر سر کار تو شد
خود به چیزی در نمیآید سرت
شیر گیران پلنگ انداز را
کرد عاجز پنجهٔ زور آورت
بر نگیرد سَر ز خط امر تو
هر که شد چون اوحدی فرمان برت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و ارادت عمیق خود به معشوق سخن میگوید و نشان میدهد که حتی اگر بارها از او دور شود، هرگز از عشق و یاد او دست برنمیدارد. او احساس میکند که زندگیاش وابسته به زیباییهای معشوق است و هر روز با یاد او rejuvenate میشود. زاهدان و مریدان ممکن است از عمق این عشق غافل باشند، اما او در عشقش استوار است و تسلیم فرمان معشوق میشود. شاعر با تأکید بر قدرت و جذبه معشوق، نشان میدهد که هیچ کسی نمیتواند از محبت واقعی او دور شود، حتی اگر در ظاهر به نظر برسد.
هوش مصنوعی: اگرچه چندین بار مرا از کنارت دور کنند، اما هرگز سرم را از خاک درگاه تو برنمیدارم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که همیشه جان آدمی به سوی محبوبش کشش دارد، زیرا دل او از ابتدا به زیباییهای او توجه کرده و به آن مشتاق شده است.
هوش مصنوعی: زاهد به خاطر تو، از خود غافل شده و نمیتواند زیبایی وجود تو را در عمق عبادتگاه تو ببیند.
هوش مصنوعی: هر صبح، جان ما از هوای دلانگیز و زیباییهای تو تازه و شاداب میشود.
هوش مصنوعی: مانند جان، وصال تو برای ما ضروری است، هرچند که جان ما در خور تو نباشد.
هوش مصنوعی: هرچه در مورد تو و کارهایت بود، اکنون به هیچ چیز تبدیل نشده و هیچ نتیجهای نداشته است.
هوش مصنوعی: شیرهایی که به شکار پلنگ میرفتند، به خاطر قدرت و چنگال قوی تو، نتوانستند بر تو غلبه کنند.
هوش مصنوعی: هر کس که مانند اوحدی به توامر تو توجه نکند و سر از کار تو بر ندارد، در حقیقت از سرنوشت خود غافل است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لاهم الا عیش الآخرة
فاکرم الانصار والمهاجرة
عدل کن تا تاج ماند بر سرت
جام آزادی دهند از کوثرت
لیک گفتی گرچه میدانم سِرَت
زود هم پیدا کُنَش بر ظاهرت
گر مراد خود نیابد از درت
جوهری گردد نفیس اندر برت
پیر رهدان گر نباشد رهبرت
از ریاضت نیست جز درد سرت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.