ای بر فلک از رخ علم نور کشیده
زلف تو قلم در شب دیجور کشیده
حسن از اثر مستی و ناخفتن دوشت
صد سرمه در آن نرگس،مخمور کشیده
خط تو بر آن روی چو خورشید هلالیست
از غالیه بر صفحهٔ کافور کشیده
گفتار تو زنبور زبان از شکرینی
خط در ورق زادهٔ زنبور کشیده
ما از ره دور آمده نزدیک تو وانگاه
خود را تو زما بیسببی دور کشیده
اندیشهٔ وصل تو بسر نشتر سودا
خون از جگر عاشق محرور کشیده
از بس که بکشتی به جفا خسته دلان را
گرد تو ز ماتمزدگان سور کشیده
بارت ز دل و دیده و نازت به سر و چشم
هم سرو سهی برده و هم حور کشیده
از عشق تو چون اوحدی امروز جهانی
داغ ستمت بر دل رنجور کشیده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی معشوق میپردازد و از نور چهرهاش که بر آسمان میتابد، سخن میگوید. او زلف معشوق را مانند قلمی میبیند که شب تار را مینویسد و نرگس او را مست و خمار توصیف میکند. جمال و خط معشوق از نظر شاعر، توصیفناپذیر است و زیباییاش بر دل عاشقان دل آسیبدیده سنگینی میکند. همچنین، شاعر احساس درد و رنجی عمیق به خاطر دوری از معشوق دارد و عشق او را منبعی از داغ و غم میداند. در نهایت، اوحدی خود را در دنیای عشق معشوق گم کرده و داغ ستم او را بر دل خود حس میکند.
هوش مصنوعی: ای که زلف تو مانند قلمی است که در شب تاریک نقشی روشن بر آسمان میزند.
هوش مصنوعی: زیبایی چشمانت از شور و شادی ناشی از مستی و بیخوابی، شبیه به صد خط سیاهی است که در آن نرگس وجود دارد و حالتی سرمست و خوش را به آن بخشیده است.
هوش مصنوعی: نوشتههای تو بر روی چهرهی زیبا مانند نوار طلایی است که بر روی زمینهای سفید و خنک کشیده شده است.
هوش مصنوعی: سخنان تو مانند زنبور عسل شیرین است و خطی که بر کاغذ نقش بسته، محصول همان زنبور عسل است.
هوش مصنوعی: ما از مسیر دوری به نزدیکی تو آمدهایم و در عین حال خود را بدون دلیل از تو دور کردهایم.
هوش مصنوعی: تفکر دربارهٔ وصل تو مانند چاقوی تیز و دردناکی است که خون دل عشق را از وجود عاشق میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر رفتارهای ظالمانهات، دلهای شکسته و غمزده دور تو جمع شدهاند و مانند مسافتی از غم و اندوه به سر میبرند.
هوش مصنوعی: شما از دل و چشمان من پر هستید و زیباییتان به قدری است که میتوان به راحتی به قد بلندی همچون سرو و زیبایی حوریان قیاس کرد.
هوش مصنوعی: امروز دلم به خاطر عشق تو، مانند اوحدی، از رنج و زخمهایی که بر آن آمده، به شدت داغ است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنی که به جان ناز تو را حور کشیده
خورشید به چشم از رخ تو نور کشیده
گیسوی تو ببریده کمند از دم افعی
مژگان تو نیش از تن زنبور کشیده
آن رخ که خویش می چکد از زلف بناگوش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.