بر گل از عنبر کمندی بستهای
گرد ماه از مشک بندی بستهای
از لب لعل و دهان تنگ، خوش
شکرش بگشوده، قندی بستهای
از سر زلف پریشان هر نفس
دست و پای مستمندی بستهای
هر دم از بهر شکار خاطری
زین شوخی بر سمندی بستهای
بیدلانی کز تو میجستند کام
چند را کشتی و چندی بستهای
میوهٔ وصلت به ما مشکل رسد
زانکه بر شاخ بلندی بستهای
نیست عیبی گر بسوزانی مرا
که آتشی اندر سپندی بستهای
اوحدی را کی پسندی بعد ازین؟
چون دل اندر ناپسندی بستهای
تا تو بستی بار تبریز، ای پسر
بر دلم کوه سهندی بستهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و ضمن توصیف او، از حالتی پرشور و شاداب سخن میگوید. او با توجه به زیباییهای جسمانی و لطافتهای روحی معشوق، عشق و دلبستگی عمیق خود را ابراز میکند. با این حال، شاعر از مشکلاتی که در راه وصال وجود دارد و حسرتهایی که از این دوری به دلش نشسته نیز سخن میگوید. او در پایان از معشوق میخواهد که بر دلش رحم کند و از او به خاطر این عشق بیحد بگذرد. این شعر ترکیبی از زیبایی عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی است.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و دلنشینی گل اشاره شده که با بوی خوش عنبر و مشک آراسته شده است. کمند عنبر بر گل به نوعی نشاندهنده جذابیت و لطافت آن است و گرد ماه نیز به معنای زیبا و دلربا بودن آن در نظر گرفته شده است. در مجموع، این تصویرسازی به تجلی زیبایی طبیعی و عطر خوش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین و دهان کوچک، به خوبی شکرش را باز کردهاند، مانند قند محکم و بستهای که خوشمزه است.
هوش مصنوعی: هر بار که به زلف نامنظم تو نگاه میکنم، احساس میکنم که در بند شراب غفلت و مستی اسیر شدهام.
هوش مصنوعی: هر لحظه برای شکار یک فکر، به خاطر این شوخی، بر اسبی افسار زدهای.
هوش مصنوعی: افرادی که به دنبال نیکوای تو بودند، چه آرزوهای زیادی داشتن و چه چیزهای مربوط به تو را به دست آوردند. تو با رفتار و شخصیتت، دلها را پر کردی و آنها را به بند کشیدی.
هوش مصنوعی: میوهٔ وصال تو به ما نمیرسد، چون بر شاخهای بلند آویزان شدهای.
هوش مصنوعی: اگر من را بسوزانی ایرادی ندارد، چون تو آتشی را در دل اسپند پنهان کردهای.
هوش مصنوعی: کیست که اوحدی را بعد از این بخواهد، وقتی که دلی را که به ناپسندی وابسته کردهای، نمیتوانی تغییر دهی؟
هوش مصنوعی: وقتی تو بار سفر را به سمت تبریز بستی، انگار بر دلم کوهی بزرگ و سنگین گذاشتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱
بر گل از عنبر کمندی بستهای
گرد ماه از مشک بندی بستهای
اوحدی خوش گفته ای بر روی یار
«بر گل از عنبر کمندی بسته ای»
میوه وصلت به ما کمتر رسد
زان که بر شاخ بلندی بسته ای
عاشقانی را که در دام تواند
کشته ای چندی و چندی بسته ای
عهد با بالابلندی بسته ای
دل به شوخی خودپسندی بسته ای
کرده ای زین ابلقت را چون فلک
آفتابی بر سمندی بسته ای
تنگ شکر را گشودی از لبت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.