دولت ز در باز آمدی ما را پس از بیدولتی
گر رخ نمودی ترک ما «بعداللتیا واللتی»
میزیبد او را سلطنت، زیرا که پیش درگهش
هر شب خروش عاشقان باشد چو کوس نوبتی
از سرکشی او چون علم در جنگ با ما روز و شب
ما در برش زاریکنان مانند کوس نوبتی
دادم به زلفش دوش دل، چشمش به ترکی گفت: هی!
او را چو کردی پیشکش، ما را نیاری خدمتی؟
من میتوانم بوسها دزدیدن از لعلش ولی
چشمش چو غوغا میکند میترسم از بیحرمتی
شکر به دامن میکشند از لعل او تردامنان
وانگه دل بیمار من میمیرد از بیشربتی
ای اوحدی، چون طاقت جورش نیاوردی دگر
بر یار هر جایی منه خاطر، که صاحب غیرتی
شهر کسانست این، دگر بر نیکوان عاشق مشو
گردن به مسکینی بنه، مادام کندر غربتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای عاشقانه و درد دوری از محبوب میپردازد. او از تجربهٔ بیدولتی و ناامیدی میگوید و آرزو دارد که محبوب نمایان شود. احساس زاری و نیاز به وصال در او موج میزند و او را نسبت به عشق و عاشقی حساس میکند. ذکر شبهای عاشقانه و همهمهٔ عاشقان نشاندهندهٔ سرکشی و جنگ در دل عاشق است. شاعر از سختیهای عشق و تهدیدات ناشی از عشق پرشور صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که در عشق باید مراقب خویشتن بود.
هوش مصنوعی: ای خوشبختی، پس از زمانی که در غیبت بودی، با باز شدن در به سراغ ما آمدی؛ اگر دوباره بر ما رخنماس کنی، مانند «بعدالتیا واللتی» خواهی شد.
هوش مصنوعی: او شایسته سلطنت است، چون هر شب در درگاه او صدای عاشقان بلند میشود و مانند صدای بوق نوبتی است.
هوش مصنوعی: از سرکشی و نافرمانی او، در هر لحظه و هر روز مثل علم در میدان جنگ، ما به زاری و نالیدن مشغول هستیم، مانند کوس یا صداهایی که نوبتی به گوش میرسند.
هوش مصنوعی: دیشب دل خود را به زلف او سپردم، و چشمانش به طور خاص چون ملتی گفت: "هی!" حالا که تو او را به کسی تقدیم کردی، آیا ما را از کمکی بیبهره میگذاری؟
هوش مصنوعی: من میتوانم بوسهها را از لبانش به سرقت ببرم، اما وقتی نگاهش پر از هیاهو و سر و صدا میشود، از اینکه به او بیاحترامی کنم، میترسم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شیرینی او، برخی افراد خود را فدای او میکنند و در عین حال دل من، که همیشه در عذاب است، به خاطر نبودن او، به شدت رنج میبرد.
هوش مصنوعی: ای اوحدی، وقتی که دیگر نتوانستی تحمل سختی او را بکنی، دیگر ذهن و دل خود را به یار هر جا نبر، چون او غیرت دارد.
هوش مصنوعی: اینجا محلی برای افرادی است که در آن زندگی میکنند. در عشق به نیکان و انسانهای خوب نباید به خودت کوچک و حقیر بشوی، زیرا همیشه در غم تنهایی و دوری از وطن باقی خواهی ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بانکی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتی
مینشنود آن بانگ را الا که صاحب حالتی
ای سر فروبرده چو خر زین آب و سبزه بس مچر
یک لحظهای بالا نگر تا بوک بینی آیتی
ساقی در این آخرزمان بگشاد خم آسمان
[...]
هذا الربیع اذاتی
یا شیخ قل حتی متی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.