چون دوست نماند دل و جانیم همه
چون تن برود روح و روانیم همه
گر هیچ ندانیم برآییم به هیچ
عین همهایم، اگر بداینم همه
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون دوست نماند دل و جانیم همه
چون تن برود روح و روانیم همه
گر هیچ ندانیم برآییم به هیچ
عین همهایم، اگر بداینم همه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این رباعی دربارهٔ پیوند عمیق و استقلالی میان دوست و روح است. شاعر به این اشاره دارد که در غیاب دوست، نه دل و جان باقی میماند و نه روح و روان. او بیان میکند که اگر حتی هیچ چیز ندانیم، با نبود دوست، همهچیز به هدر میرود و در واقع ما نیز به هیچ تبدیل میشویم. در نهایت، شاعر به این پیام میرسد که وجود دوستان و روابط انسانی، اصلیترین ابعاد وجود ما را شکل میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که دوست و محبت وجود نداشته باشد، هم دل و هم جان ما از بین میرود. همانطور که وقتی جسم میمیرد، روح و روان نیز از آن جدا میشود.
هوش مصنوعی: اگر ما هیچ چیز ندانیم، در حقیقت به هیچ نقطهای دست نمییابیم؛ اما اگر بدانیم همه چیز را، در واقع همه چیز خود ما هست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.