ز جام عاشقی مستم دگر بار
بریدم مهر و پیوستم دگر بار
به دام عاقلی افتاده بودم
ز دام عاقلی جستم دگر بار
ز عشقت توبه کردم، چون بدیدم
ترا، آن توبه بشکستم دگر بار
وجودم نیست گشت از عشق، تا تو
نپنداری که من هستم دگر بار
مرا معذور دار، ار بر خروشم
که هم دیوانه، هم مستم دگر بار
ز دم در دامنت دست، ار بگیری
درین بیچارگی دستم دگر بار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربههای عشق و وابستگیهای عاطفی میگوید. او بارها از عشق و دلبستگیهایش توبه کرده، اما هر بار در دام عشق دوباره گرفتار میشود. او نشان میدهد که عشق و شیدایی سبب ناپایداری وجودش شده و در نهایت به این نتیجه میرسد که نمیتواند از آن فرار کند. شاعر به معشوق خود میگوید که باید او را در حالتی که دیوانه و مست است، درک کند و دستش را بگیرد تا از این بیچارگی رهایی یابد.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، از نوشیدن عشق مست و شاداب هستم و دوباره از ارتباط با آن دل کندم و بار دیگر به آن پیوستم.
هوش مصنوعی: در تلهی فردی خردمند گرفتار شده بودم، ولی توانستم دوباره از آن تله فرار کنم.
هوش مصنوعی: از عشق تو توبه کردم و وقتی تو را دیدم، دوباره آن توبه را زیر پا گذاشتم.
هوش مصنوعی: عشق باعث شده است که من از خودم خارج شوم، تا تو فکر نکنی بار دیگر من وجود دارم.
هوش مصنوعی: لطفاً مرا ببخش اگر در خشم هستم، زیرا هم دیوانهام و هم مست.
هوش مصنوعی: اگر از دم در دامنت دستی بگیری، در این وضعیت سخت و ناگوار دوباره کمکی از من خواهی کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من از جام غمت مستم دگر بار
ز دست عقل وارستم دگر بار
مرا دل خسته بود از روز هجران
ببرد آن دلبر از دستم دگر بار
من این دانم که آن یار گل اندام
[...]
گرفته عشق او دستم دگر بار
ز دست عقل وارستم دگر بار
به صد دستان گرفتم دست ساقی
بزن دستی که زان رستم دگر بار
به عشق چشم مست می فروشش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.