تا لاله و گل هست میان گل و لاله
با لاله رخی کن می گلگون به پیاله
یارب چه گلی ای گل رعنا که در این باغ
نه بوی تو دارد گل و نه رنگ تو لاله
یک روز به من نگذرد از عمر که بی تو
صبحم به فغان نگذرد و شام به ناله
از تاب عرق روی تو این لطف که دارد
دارد نه گل از شبنم و نه لاله ز ژاله
جز زلف و خطت کز گل رخسار دمیده ست
از گل ندمد سنبل و از لاله کلاله
چون سگ بدوَم آن سرِ کویت ، ز حوالی،
کاین منزلم از روز ازل گشته حواله
هر کس نگرد ماه رخ و هاله ی خطت
من بعد نگوید چو رفیق ازمه و هاله


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی معشوق و مفاهیم عشق و میپرستی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که زیبایی معشوق از هر زیبایی دیگر بالاتر است و مقایسهای بین او و ماه و گل میکند. همچنین به اهمیت شراب و میخانه در زندگی رندان اشاره میکند و میگوید که در این عالم، زیبایی و عشق حقیقی را نمیتوان در جایی دیگر یافت. نهایتاً، شاعر از شعر حافظ یاد میکند و برتری آن را نسبت به دیگر اشعار تأکید میکند. در کل، متن به زیبایی، عشق و لذتهای زندگی اشاره دارد و ارزش شعر را در بیان این مفاهیم میداند.
هوش مصنوعی: تا وقتی که گل و لاله وجود دارد، با گل و لاله دمخور شو و از زیباییهای آنها بهرهمند گرد.
هوش مصنوعی: خدايا، چه گل زیبایی است ای گل دلانگیز که در این باغ نه بوی تو احساس میشود و نه رنگ لاله به یاد توست.
هوش مصنوعی: یک روز از عمرم نمیگذرد که بدون تو صبحی داشته باشم که در آن دلتنگی نکنم و شبهایی هم که میگذرد بدون ناله و گریه باشد.
هوش مصنوعی: بر اثر گرما و عرقی که بر روی پوست تو نشسته، این لطف و زیبایی خاصی که به وجود آورده، نه از شبنم گل به وجود میآید و نه از قطرات بارانی که بر لاله مینشیند.
هوش مصنوعی: بجز موها و خط زیبایت که از چهرهات برمیآید، هیچ گلی نمیتواند با سنبل و لاله رقابت کند.
هوش مصنوعی: من مانند سگی به طرف کوی تو میدوم، زیرا از دور، این خانهام از آغاز روزگار به تو وابسته بوده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی چهره و هاله ی خط و نشان من را ببیند، دیگر نمیتواند مانند دوستانش از من و زیباییام سخن بگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
بر لاله ز مشک سیه افکنده کلاله
باز آی که چشم و رخت ای ماه غزل گوی
این عین غزال آمد و آن رشک غزاله
از خاک درت بر نتوان گشت که کردند
[...]
هست انجمن ما چمنی پر گل و لاله
گل عارض ساقیست دراو لاله پیاله
افسرده چو ژاله ست نگهدار خدایا
از ساحت این تازه چمن آفت ژاله
باشد سخن عشق یکی لیک گرفته
[...]
خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله
در طرف چمن ساقی دوران می عشرت
در ساغر گل کرده و پیمانهٔ لاله
بر سرو و سمن لؤلؤ تر ریخته باران
[...]
کرد آنچه در اطراف جهان بود حواله
دیگر نه به من عمه بجا ماند و نه خاله
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.