میتپد از شوق دل در سینهام گوئی که باز
تیر دل دوزی به دل ز ابرو کمانی میرسد
میکند از شوق رشحه حرز جان تعویذ عمر
سنگ جوری کز جفای پاسبانی میرسد
جعد مشکینش مگر سوده به خاک پای شاه
کز شمیمش برمشامم بوی جانی میرسد
شاه محمود جهانبخش آن که جسم مرده را
از دم جانبخش او روح روانی میرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و شوقی گویای دل سخن میگوید که همچون تیری به دل مینشیند. او از تاثیر زیبایی معشوقش، با موی مشکین و عطرش، بر جان و وجودش حرف میزند. در ادامه، شاعر به تأثیر حضور شاه محمود جهانبخش اشاره میکند و به قدرت او در زنده کردن روح مردگان پرداخته و از برکات و الطاف او میگوید که جان را تازه میکند. در نهایت، او با الهام از عشق و زیبایی، ارادت خود را نسبت به معشوق و نقش روحانی شاه محمود بازگو میکند.
هوش مصنوعی: دل من از شوق میتپد، انگار که دوباره کسی با ابروی کماندارش، تیر محبت را به سمت دلم پرتاب میکند.
هوش مصنوعی: از شوق و اشتیاق، جانش را با حرز و دعایی برای عمرش محافظت میکند، به طوری که از بیتوجهی نگهبانی به او میرسد.
هوش مصنوعی: موهای فرفری و سیاه او همچون مشک است، و وقتی به خاک پای شاه برسد، عطر و بوی خوشی که از آن به مشام میرسد، جانم را زیر و رو میکند.
هوش مصنوعی: شاه محمود جهانبخش، همان کسی است که روح زنده را به جسم مرده میبخشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.