|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر او بر زندگیاش میپردازد. او با استفاده از تصاویری از نعمتها و لذتهای دنیوی، مانند بهشت و بزم، حال و هوای وجود معشوق را در ارتباط با عشق و یاریهایش بیان میکند. در عین حال، از ناامیدی و انتظار برای رسیدن به معشوق نیز سخن میگوید و به تلخی از غیبت او یاد میکند. شاعر بر شدت عشقش تأکید دارد و از درد جدایی میگوید که چنان به دلش آسیب زده که او را به خطر میاندازد.
هوش مصنوعی: زیبایی و لذتهای زندگی دنیا از بهشت و فصل بهار خوشایندتر است، زیرا اینها همه نشاندهندهٔ رحمت و پروردگاری هستند که در آنها تجلی یافته است.
هوش مصنوعی: در محفل همیشهٔ خوشی و لذت، در جنگ تمامنشدنی گیر و نگهدار.
هوش مصنوعی: در حالتهای مختلف، چه در زمان خشم و تندی و چه در زمان آرامش و زیبایی، همیشه تضادهایی وجود دارد. این تضادها به روشنی و تاریکی، آرامش و تنش، زیبایی و قساوت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر از عرفان و زیباییهای تو دور شوم، جای تعجب ندارد، زیرا از عشق و تاثیر تو بر دلها، هزاران جان فدای تو شدهاند.
هوش مصنوعی: بر روی هر کدام از موهایت، دلی وجود دارد که به تو هشدار میدهد که ممکن است آسیبپذیر باشی و نیاز به مراقبت بیشتری داری.
هوش مصنوعی: یک بار هم به کمک او نیامدی تا زمانی که رفت و کارش به پایان رسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با نصرت و فتح و بختیاری
با دولت و عز و کامگاری
سلطان ملک ارسلان مسعود
بنشست به تخت شهریاری
دولت کردش به ملک نصرت
[...]
انصاف بده که نیک یاری
زو هیچ مگو که خوش نگاری
در رود زدن شکر سماعی
در گوی زدن شکر سواری
مه جبهت و آفتاب رویی
[...]
ما را تو به هر صفت که داری
دل گم نکند ز دوستداری
هردم به وفا یکی هزارم
گرچه به جفا یکی هزاری
هیچت غم هیچکس ندارد
[...]
روح الله با تو خرسواری
روح القدست رکاب داری
از مطبخ تو سپهر، دودی
وز موکب تو زمین، غباری
در شرح رموز غیب گویت
[...]
کاری است مرا و نیست یاری
بییار که را برفت کاری
بگستت میان جانم از غم
در جستن غمگسار یاری
سیمرغ میان مردم آید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.