گزیری به چاهی در افتاده بود
که از هول او شیر نر ماده بود
بداندیش مردم به جز بد ندید
بیافتاد و عاجزتر از خود ندید
همه شب ز فریاد و زاری نخفت
یکی بر سرش کوفت سنگی و گفت:
تو هرگز رسیدی به فریاد کس
که میخواهی امروز فریادرس؟
همه تخم نامردمی کاشتی
ببین لاجرم بر که برداشتی
که بر جان ریشت نهد مرهمی
که دلها ز ریشت بنالد همی؟
تو ما را همی چاه کندی به راه
به سر لاجرم در فتادی به چاه
دو کس چَه کنند از پی خاص و عام
یکی نیکمحضر، دگر زشتنام
یکی تشنه را تا کند تازه حلق
دگر تا به گردن در افتند خلق
اگر بد کنی چشم نیکی مدار
که هرگز نیارد گز انگور بار
نپندارم ای در خزان کشته جو
که گندم ستانی به وقت درو
درخت زقوم ار به جان پروری
مپندار هرگز کز او بر خوری
رطب ناورد چوب خرزهره بار
چو تخم افکنی، بر همان چشم دار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان دربارهای شحنهای است که به خاطر ظلم و آزارش به مردم، به چاه افتاده است. او در شرایطی بسیار سخت و اضطرابآور قرار دارد و از فریاد و زاری در رنج است. یکی از حاضران به او میگوید که آنچه که در زندگیاش کرده، اکنون به او بازگشته و نمیتواند انتظار نیکی در مقابل کارهای بدش داشته باشد. او با این سخنان به شحنه یادآوری میکند که هر کسی در زندگیاش طالع خود را به دست خود مینویسد و از درختانی که کاشته، میچینند. در نهایت، پیامی اخلاقی در مورد پیامدهای کارها و اهمیت رفتار نیک در جامعه به وجود میآید.
داروغه ایی در یک چاهی چنان وحشتناک گرفتار شده بود که از ترسش ، شیر نر ماده میشد.
آدم بداندیش و بد ذات همیشه بدی خواهد دید و در آخر از خودشان ناتوانتر کسی را نمییابد.
در شب به خاطر فریاد و گریه نتوانست بخوابد، یکی بر سرش سنگی زد و گفت:
تو هرگز به کسی کمک کردی که حالا از دیگران کمک میخواهی؟
هیچ گاه مردم داری نکردی، حالا نتیجهاش را ببین و ببین که چی به دست آوردهای.
چه کسی باید درد تو را درمان کند، در حالی که تو بر دل همگان زخم زدی
تو بر سر راه ما چاه کندی، ولی خودت با سر در چاه افتادی
دو گروه هستند که برای مردم چاه میکنند، آدمهای خوب و دیگری بدنامان
یکی چاه را برای سیراب کردن مردم میکند و آن دیگری برای گرفتار کردن مردم
اگر بدی کردی، چشم نیکوکاری نداشته باش چرا که درخت گز ، انگور نمیدهد
فکر نکنم کسی که در پاییز جو کاشته، بتواند زمان درو گندم برداشت کند
وقتی درون جانت را پر از تلخی و پلیدی و بدخواهی (مانند زقوم) کردی، چشم نتیجه خوب از آن را نداشته باش.
درخت خرزهره به تو خرمای شیرین نمیدهد. پس مراقب باش که چه میکاری، چون همان را برداشت خواهی کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
# درود
بیت اول مصراع اول
گَزیر: داروغه، شبگرد..که به اشتباه با ضمه خوانده شده
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.