زلف او بر رخ چو جولان میکند
مشک را در شهر ارزان میکند
جوهری عقل در بازار حسن
قیمت لعلش به صد جان میکند
آفتاب حسن او تا شعله زد
ماه رخ در پرده پنهان میکند
من همه قصد وصالش میکنم
وان ستمگر عزم هجران میکند
گر نمکدان پرشکر خواهی مترس
تلخیی کان شکرستان میکند
تیر مژگان و کمان ابروش
عاشقان را عید قربان میکند
از وفاها هر چه بتوان میکنم
وز جفاها هر چه نتوان میکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی محبوبهای میپردازد که زلفش مانند گلی سرکش جلوهگری میکند و حسنش ارزشی بینظیر دارد. او به شدت به وصال محبوبش گرایش دارد، اما محبوبه با ستم و جدایی او را رنج میدهد. شاعر با اشاره به تلخی عشق و وفای خود، از ناملایمات عشق سخن میگوید و بر بادهای جفا و وفای خود تأکید میکند. در نهایت، عشق او را به مقام عید قربانی میرساند و به تضادهای شیرینی و تلخی در عشق اشاره میکند.
معنی: هنگامی که گیسوان او بر چهرهاش به حرکت درمیآید و به چپ و راست میرود، از شدت سیاهی و خوشبویی بهای مشک را در شهر پایین میآورد و آن را بیارزش میکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: عقل که گوهرفروشی پرتجربه است در بازار زیبایی در ازای لبان لعلگون او بهایی معادل صد جان تعیین میکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی او به درخشش میرسد، ماه هم که خود را در پس پرده پنهان کرده، نمیتواند نمایان شود.
هوش مصنوعی: من تمام احساسات و آرزوهایم را به سوی وصال و دیدار او قرار میدهم، اما او با بیرحمی تصمیم به جدایی میگیرد.
معنی: اگر طالب لبان نمکین و خنده نوشین یار هستی از تندخویی آن دهان شکرین واهمهای به خود راه مده. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: تیر مژگان و ابروان کمانی معشوق عاشقان را به قربانگاه میبرد و عید قربان میسازد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: از وفاداری هر چه بتوانم انجام میدهم و معشوق جفاکار هر ستمی را که دیگران از روا داشتن آن بر من ابا دارند، روا و جایز میداند. - منبع: شرح غزلهای سعدی/ دکتر محمدرضا برزگر خالقی/ دکتر تورج عقدایی
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عشق تو در چشم من کان میکند
عشق من در عشق تو جان میکند
بر ره چاه زنخدانت فلک
ای بسا جاها که پنهان میکند
سالها شد تا به امید لبت
[...]
گفتمش ای دوست او جان میکند
خویشتن را او بزندان میکند
یار دست جور در جان میکند
زانکه کار جان به مرجان میکند
ناوک مژگان کافر مذهبش
رخنه در شمشیر ایمان میکند
حلقهی زنجیر زلفش هرشبی
[...]
در نهان جان از تو افغان میکند
گرچه هر چه گوییش آن میکند
موضعی تالار و ایوان می کند
موضع دیگر گلستان می کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.