گواهی امین است بر درد من
سرشک روان بر رخ زرد من
ببخشای بر ناله عندلیب
الا ای گل نازپرورد من
که گر هم بدین نوع باشد فراق
به نزد تو باد آورد گرد من
که دیدهست هرگز چنین آتشی
کز او میبرآید دم سرد من
فغان من از دست جور تو نیست
که از طالع مادرآورد من
من اندر خور بندگی نیستم
وز اندازه بیرون تو در خورد من
بداندیش نادان که مطرود باد
ندانم چه میخواهد از طرد من
و گر خود من آنم که اینم سزاست
ببخش و مگیر ای جوانمرد من
تو معذور داری به انعام خویش
اگر زلتی آمد از کرد من
تو دردی نداری که دردت مباد
از آن رحمتت نیست بر درد من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنجی که به خاطر جدایی محبوبش متحمل میشود، سخن میگوید و حسی از غم و ناله را منتقل میکند. او از گواهی اشکهایش بر این درد و همچنین فراق یاد میکند و از محبوب میخواهد که بر او ببخشاید. شاعر احساس میکند که در این عشق نابرابر، مستحق عشق نیست اما همچنان امید دارد که محبوبش به او رحمت کند. او میگوید که محبوب باید بداند که درد او چیست و بر او ببخشاید چرا که او از روی نادانی و بداندیشی طرد شده است. در نهایت، شاعر به نوعی تسلیم شدن در برابر تقدیر خود اشاره میکند و آرزو دارد که محبوبش او را درک کند.
هوش مصنوعی: دلیلی بر درد و رنج من، اشکهای ریخته شده بر صورت زرد و پژمردهام است.
تصحیح AI: ای گل نازپروردهٔ من، به نالهٔ بلبل توجه کن (نکن) و بگذر.
تصحیح AI: با این وضعیت و دوری که میبینم، (پس از مرگم،) باد گرد و غبار مرا به نزد تو خواهد آورد. (AI: اگر حتی با این وضعیت و دوری، جدایی به نزد تو بیاید، من در دور خودم احاطه شدهام.)
هوش مصنوعی: آیا تا به حال چنین شعلهای را دیدهای که از سردی وجود من زبانه میکشد؟
هوش مصنوعی: من از ستم تو شکایت ندارم، بلکه ندامت و درد من به خاطر تقدیری است که از ابتدا برای من رقم خورده است.
تصحیح AI: من شایستهٔ بندگی و خدمت به تو نیستم و تو فرای حد و اندازهٔ من ناچیز هستی. (AI: من در بندگی و خدمت به تو نیستم و فرای حد و اندازهات، چیزی به من نمیچسبد.)
هوش مصنوعی: کسی که بداندیش و نادان است، نمیداند که من از او دوری کردهام و نمیفهمم چه چیزی از طرد شدن من انتظار دارد.
هوش مصنوعی: اگر من خودم لیاقت این وضعیت را دارم، ای جوانمرد، مرا ببخش و خشمگین مشو.
هوش مصنوعی: تو حق داری که به خاطر خوبیهایت من را ببخشی، حتی اگر خطایی از جانب من رخ دهد.
تصحیح AI: الهی تو هیچ دردی ندارشته باشی که به خاطر آن، احساس نگرانی کنی. از آن جهت رحمت تو به درد من نمیرسد.(AI: تو هیچ دردی نداری که به خاطر آن، احساس نگرانی کنی. رحمت تو به درد من مربوط نمیشود.)
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۱۰
تو دردی نداری که دردت مباد
از آن رحمتت نیست بر درد من
تو مشغول گنجی و شاهی و داد
تو دردی نداری، که دردت مباد!
ببخشای بر پیری و درد من
برین پشت کوژ و رخ زرد من
چه بارست بر جانِ پر درد من
که خون شد دلِ ناز پروردِ من
گواه جبین است بر درد من
سرشک روان بر رخ زرد من
ببخشای بر ناله عندلیب
الا، ای گل نازپرورد من
که گر هم بدین نوع باشد فراق
[...]
شناسد زمانه همه درد من
خداگیر گردد همآورد من
گواهی دهد چهرهٔ زرد من
که دردی بود بیدوا درد من
شدم خاک اگر از جفایش مباد
نشیند به دامان او گرد من
به گلزار من ای صبا چون رسی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.