سرو بستانی تو یا مه یا پری
یا ملک یا دفتر صورتگری
رفتنی داری و سحری میکنی
کاندر آن عاجز بماند سامری
هر که یک بارش گذشتی در نظر
در دلش صد بار دیگر بگذری
میروی و اندر پیت دل میرود
باز میآیی و جان میپروری
گر تو شاهد با میان آیی چو شمع
مبلغی پروانهها گرد آوری
چند خواهی روی پنهان داشتن
پرده میپوشی و بر ما میدری
روزی آخر در میان مردم آی
تا ببیند هر که میبیند پری
آفتاب از منظر افتد در رواق
چون تو را بیند بدین خوشمنظری
جان و خاطر با تو دارم روز و شب
نقش بر دل نام بر انگشتری
سعدی از گرمی بخواهد سوختن
بس که تو شیرینی از حد میبری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد و او را به سرو، مه و پری تشبیه میکند. معشوق همواره در حال حرکت است و این رفتن او بر دل عاشق تأثیر میگذارد، به گونهای که هر بار که گذر میکند، خاطرهاش در دل زنده میشود. شاعر از معشوق میخواهد که دیگر خود را پنهان نکند و روزی در میان مردم ظاهر شود تا زیباییاش را همه ببینند. او با اشتیاق فراوان به این معشوق فکر میکند و در دلش نام او شمعی روشنیبخش است. در نهایت، او از شدت عشق و با تأکید بر زیبایی معشوق، نیازش به او را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: تو مانند درخت سرو در باغ یا مانند ماه، یا پری، یا فرشته، یا تصویری از یک نقاشی هستی.
تصحیح AI: تو در حال رفتن هستی و «افسون میکنی». کارهایی انجام میدهی که باعث میشود سامری در آنجا ناتوان بماند. / سامری: غزل32 بیت2
هوش مصنوعی: هر کسی که یک بار بر او بگذری، در دلش احساس میکند که بارها و بارها تو را در ذهن خود میبیند.
هوش مصنوعی: تو میروی و دل من در غم تو میسوزد، سپس وقتی برمیگردی، جانم دوباره زنده میشود و شاداب میگردد.
هوش مصنوعی: اگر تو به میانه بیایی، مانند شمعی که پروانهها را دور خود جمع میکند، بسیاری را جذب خواهی کرد.
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی چهرهات را پنهان کنی؟ با پوشاندن پرده، تنها خود را فریب میدهی و در واقع رویت را به ما نشان میدهی.
هوش مصنوعی: روزی خواهی آمد و در میان مردم ظاهر خواهی شد تا هر کسی که تو را ببیند، زیبایی و جذابیت تو را مشاهده کند.
هوش مصنوعی: وقتی آفتاب به سمت پایین میآید و در فضای دلنشینی قرار میگیرد، چون تو را با این زیباییات میبیند، به تماشای تو مشغول میشود.
هوش مصنوعی: من در هر روز و شب، تمام وجودم و احساسم را به تو تقدیم کردهام و عشق تو بر دل من نقش بسته و نام تو بر انگشتری که به دست دارم حک شده است.
هوش مصنوعی: سعدی از شدت احساسات و عشق میسوزد، چون تو بهقدری لذتبخش و شیرینی که او را از حد معمول فراتر میبرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۱
سرو بستانی تو یا مه یا پری
یا ملک یا دفتر صورتگری
چون روا باشد که سعدی گویدت
«سرو بستانی تو یا مه یا پری»
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.